خواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیش تو

< >

 







 


کریم ارغنده پور عکس زیبائی است. ۲۷/۸/۸۵

نگار سلام نوشته هاي شما واقعن منو تحت تاثير قرار ميده . حرفاي دلمه/ (مطلب دوشنبه ۲۲ ابان) وقتي به چيزي اعتقاد داريم و تا پاي جون براش مايه ميزاريم بايد رو اعتقادمون شناخت وجود داشته باشه خيلي بده که تو اعتقادمون ترديد وجود داشته باشه و وقتي به پشت نگاه ميکنيم همه عملکردامون بيهوده و براي هيچ جلوه بدن اينجاس که افسوس مياد سراغ ادم من اين فيلمو نديدم اما مفهوم مشابشو تو کتاب يا فيلماي ديگه ديدم به نظر من هدف هر چي باشه قشنگه به شرطي که توش ترديد نباشه /فقط يه هدف که زيبا و جاوداني اونم رضاي دوست دلم ميخواست بيشتر حرف بزنم اما احساس ميکنم جاش نيست ۲۲/۸/۸۵

nazaninkazemi واژهء ممنوع اين روزها... ۱۹/۸/۸۵

نگار هر وقت تونستيم خودمونو رها کنيم و احساسا تمونو از بند عقل نجات بديم ازاديم و هيچکس نميتونه اين ازادي رو ازمون بگيره ۱۹/۸/۸۵

نگار بايد کتاب را بست بايد بلند شد / در امتداد وقت قدم زد گل را نگاه کرد / ابهام را شنيد بايد دو يد تا ته بودن بايد به بوي خاک فنا رفت بايد به ملتقاي درخت و خدا رسيد بايد نشست نزديک انبساط جايي ميان بيخودي و کشف. ۱۹/۸/۸۵

نگار ازادي خوبه. بسته به اينه که ازادي رو تو چي ميبينيم ۱۹/۸/۸۵

 
Home Powered by Movable type 2.64