Previous | Home | Next

کنار خیابان شریعتی، نزدیک تجریش روی زمین نشسته بود و سنتور می‌زد. گدا نبود، نوای موسیقی‌اش که هم از اعجاز صدای سنتور بود و هم چیرگی دست‌اش، پیچیده بود توی هوای مطبوع و خنک یک شب مردادی و خنکی بستنی و شیرینی خنده‌های قاه قاه، دلم را بدجوری هوایی کرد.

July 31, 2006 12:37 AMComments (3)

نظرات :


اي همه خستگي اگر از کار آمده باشد با استراحت درست مي شود ، اگر با خستگي روحي ترکيب نشده باشد. نمي دانم چرا همه از کم بودجه اي مي نالند. مشکل اينجاست همه کار مي کنند ولي فقط عده اي خاصي به همان اندازه که کار مي کنند حقوق مي گيرند. مثل خودم. ۱۴ روز از سرماه گذشته بوي روغن سوزي در هوا مي پيچد!

ايران امروز - علي | August 2, 2006 10:56 AM


سلام ..

باران | August 2, 2006 07:59 AM


اين آقارو منم ديدم .نواي سازش گرم و شنيدنيه.

حسين اون عکس قبرستون اگه بالاي عکس اون خونه ها ديدهنميشد و فقط تو کادر قبرهاي خالي بود بهظر من گيراتر بود.
عکس قشنگيه مخصوصا زاويه اش.البته من صاحب نظر نيستم در حد يه بيننده ميگم:)
مستان سلامت مي کنند که سالهاست من ازش لذت ميبرم.واقعاکار تکيه.

۱۰۰۱روزنه | July 31, 2006 07:04 AM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]