هر جمعه که به کوهستان میروم، این درخت را که در مسیرم است میبینم که انگار انگشت شستاش را نشانه رفته به سمت همه دنیا و به قول خودمانی، یک بیلاخ نثار زمین و زمان کرده است. خیلی این هیبت سرکشاش را دوست دارم.
ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته