همکارم اتومبیلاش را جلوی درب پارکینگ یک ساختمان چند طبقه پارک کرده و بود و با خیال راحت آمده بود دفتر. عصر که داشتیم با هم میرفتیم که سوار اتومبیل شویم، دیدیم که همسایهها با یک مصیبت غیرقابل وصف ماشین را چند متر به جلو هل دادهاند و این یادداشت را روی پنجره گذاشتهاند. و من چند ساعتیست که دارم به مفهوم سه نقطه آخرش فکر میکنم.
June 07, 2006 05:44 PM ■ Comments (8)
نظرات :
bazi vaghtha 3 nochte kheyli bishtar az kalamat ba adam harf mizane:d
راضي | July 7, 2006 10:45 PM
به دوستت بگو پار کنه و بعدش به همه ايميل بده تا بيان ببينن که منظور همسايه ها از سه نقطه چي بوده!
رضا | June 10, 2006 07:58 AM
امتحانش مجانیه!! ولی من واقعاً درک می کنم چه مصیبتی ست وقتی بخوای بری و بینی نمی شه در پارکینگ را پارک کرد..
دنیا | June 8, 2006 11:53 PM
ميشه بگيد مطلب برنج کاري و قزوين رو چي کار کرديد؟
سو سو | June 8, 2006 06:33 PM
حق با او بود ولي ... ( سه نقطه را نمي دانم بايد امتحان کرد)
وبلاگت جالب بود
موفق باشي
http://www.mrsignandprint.com/movies/movies.mv?moviename=footprints
لوحي | June 8, 2006 04:13 PM
بنده خداها حق داشته اند خب!
طارمه | June 8, 2006 08:06 AM
سلام
اين هم نوعي از بازدارندگي فعال است!
ايران امروز - علي | June 7, 2006 09:58 PM
بهترين راه اينه که يه بار که نه دو بار ديگه ماشينتون رو بزارين تا بفهميم چه نقشه شومي دارن؟؟؟
اينجوري بهتر نيست؟
ماشال کاشوني | June 7, 2006 08:30 PM

