Previous | Home | Next

انزلی که رفته بودیم، کارگران کارگاه خیلی چیزها به در و دیوار اتاق‌های محل اسکانشان آویزان کرده بودند و حق هم داشتند. روزهای متوالی در یک کارگاه متوالی، وسط جاده، در حالتی که اولین خواروبار فروشی کیلومترها فاصله دارد، اگر این کارها را هم نکنند، می‌میرند. این یکی از همان دل‌خوش‌کنک‌هاست.

December 30, 2005 07:50 PMComments (5)

نظرات :


مطلب عين واقعيته در واقع همون مطلبي است که توي پيام شخصي دادم .. واصرارم هم براي همين بود اما چه کنم که بقول خودت دير اعتماد ميکني!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بازم با دستاي قشنگت و دل زيبايت ميل بزن ........ سيا

بينام | January 5, 2006 06:04 PM


زندگي کارگاهي سخته ولي تهي نيست. حاصلش لذت سازندگي و دوستيهاي عميقه.

UN | January 5, 2006 03:53 AM


يعني اين قيافه واقعن زيباست؟! يعني مثلن اين چهره ي يک زن اثيريه؟!

ميگون | January 5, 2006 03:03 AM


بهار | January 2, 2006 09:30 AM


منم يه بار با يه کاميون رفتم کرمانشاه و اينقدر ميترا حجار و هديه تهراني دور و برم بود که داشتم توهم محمدرضا فروتن يا بهرام رادان بهم دست ميداد. ( هوووققق )

شاهزاده ي سرطاني | December 31, 2005 07:36 AM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]