|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
|
||
|
۳شخص: سلام درددلهاي شاعرانه د ريا: دلم برایت تنگ میشود در این روزهای خاکستری و ابری که نسیم خنک برجانم می نشیند شوق می آورد و آرزو عشق می دمد وشور دلم برایت تنگ می شود دستهایم دستهای تو را می خواهند تاآرام آرام از کنار هیاهوی این روزگار شلوغ عبور کنم گم شوم چقدر دلم برایت تنگ می شود وقتی باران می باردومن بدون چتر تنها تنها آرام صبور تنم را به دست ابرهای سیاه می سپارم تا بر من ببارند شاید که درد را از جانم بشویند چقدر دلم برای چشمهایت تنگ می شود وقتی چشمهایم را می بندم ودر رویا به عمق طلاییشان خیره می شوم چقدر دلم برای صدایت تنگ می شود وقتی که به خود می خوانیم چقدر دلم برایت تنگ می شود چقدر دلم برایت تنگ می شود.......
يلدا: سلام . چرا فکر مي کنيد اگه توضيح نديد کسي نمي فهمه. دوشنبه ۲۳ آبان / ۱:۳۶ صبح |
||
| Home | Stat | Rss 2.0 | * * | Technorati |
Powered by Movable type 2.64 |
|