▐ احمقانهترین کارها
خیلی خیلی خستهام. چند روز فشار کاری مداوم و سنگین رمقم را برید و خسته شدم، از همان خستگیهایی که با خواب و استراحت درست نمیشود، و یک ذرهاش باقی میماند مثل یک لکه روی شیشه روح و به اصطلاح...
ادامه
July 28, 2006 01:23 AM ■ Comments (1)
▐ من رانندگیام به خدا بد نیست
مدتی بود دوست داشتم که قسمت فوتوبلاگ را کمی مستقل کنم. خلاصه تغییراتی در قسمت فوتوبلاگ دادم که البته هنوز ادامه دارد. روزبه هم لطف کرد و یک لوگوی خوشگل برای فوتوبلاگ شرح طراحی کرد که دمش گرم دارد. علی...
ادامه
July 24, 2006 10:45 AM ■ Comments (3)
▐ تحریک اراده ۶۷ کیلویی
همین الان داشتم اخبار سراسری را میدیدم که میگفت جوانی چاق که سالها با پدیده اضافه وزن روبرو بوده، عید امسال که برای خرید لباس اقدام میکند و به دلیل سایز هیکلاش در لباس خریدن به مشکل برمیخورد، ناگهان تصمیم...
ادامه
July 23, 2006 12:47 AM ■ Comments (3)
▐ رفع ایرادهای فوتوبلاگ
امشب وقت شد و بعد از مدتها که خیلیها یادآوری کرده بودند، ایرادهای گالری عکسهای قدیمی فوتوبلاگ را برطرف کردم. مجموعه عکس قبرستان زهیرالدوله، قرار وبلاگی ۱۵ اسفند سال ۸۲ و مجموعه تصاویر پارک طالقانی درست بالا نمیآمدند که عکسهایشان را دوباره...
ادامه
July 16, 2006 02:08 AM ■ Comments (2)
▐ جام جهانی در گردباد
خلاصه موزمارهای ایتالیایی قهرمان جهان شدند و این کاپ خوشگل را بردند بالا. هم از فرانسه متنفر بودم و هم از ایتالیا. اما زیدان را خیلی خیلی زیاد دوست داشتم. نیمه اول بازی را در رستوران گردباد همراه هادی و فرناز...
ادامه
July 10, 2006 09:47 PM ■ Comments (2)
▐ هنوز در سفرم
سهشنبه سرکارم روی صندلی لم داده بودم که تصمیم گرفتم با sms حال و احوال علی را بپرسم. برایش نوشتم که چاکرتیم. او هم نه گذاشت و نه برداشت، گفت که عازم کردستان است و دنبال یک همسفر پایه میگردد....
ادامه
July 08, 2006 01:35 PM ■ Comments (4)
▐ گفت و گو با گلآقا
هفته پیش، سارا صابری فومنی ایمیلی برایم زد و سوالاتی مطرح کرد که مایل بود به صورت طنز به آنها جواب بدهم تا در ویژهنامه جامجهانی گلآقا از آنها استفاده کند. صفحه بگو مگوی گلآقا اختصاص دارد به پاسخهای چند...
ادامه
July 03, 2006 11:42 AM ■ Comments (3)
▐ امتحان تمام شد
امتحاناتام تمام شد و خیالام راحت. پدرم درآمده بود این چند روزه. خلاصه امتحان آخر را دادم و امشب با خیال راحت بازیهای سوم و چهارم مرحله یک چهارم نهایی را تماشا میکنم. توی راه دانشکده تا منزل هم کتاب...
ادامه
