مطالب ارسال شده در September 2005 :

شب در کوهستان

دیروز ظهر ناگهان به ذهنم خطور کرد که شب را در کوهستان سپری کنم. در عرض کمتر از چهار ساعت، ۴ تا آدم پایه جور کردم و شب پیش را در ارتفاعات دربند به صبح رساندیم. تازه فهمیدم که کوهستان در... ادامه

September 23, 2005 09:29 PMComments (0)

ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت

خیلی می‌شود که دستم به قلم و کاغذ نرفته. خیلی می‌شود که خاطراتم را ورق نزده‌ام. خیلی می‌گذرد از آخرین بار که با تو حرف زدم و برایت حرف‌های عاشقانه زدم که معنی بعضی‌هایشان را حتی نمی‌دانستم. خیلی می‌گذرد از... ادامه

September 05, 2005 02:21 AMComments (1)

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Email ]