▐ امروز اتفاق جالبی داره میفته
امروز اتفاق جالبی داره میفته. ۵ تا رفیق (که به دلیل مشغلههای مختلف، امکان تلاقی حضورشون در یک مکان مثل حدی میمونه که به سمت صفر میل میکنه) توی یک شب مهتابی مهمون من و برادرم هستند و ما از اینکه...
ادامه
July 27, 2004 10:57 PM ■ Comments (0)
▐ بیا به اتاقم
من مانده ام با اتاقم که دلش می خواهد وسیع بشود و بشود اندازه دنیا و جمع کند در درون خودش همه چیزهای خوبی را که می شود با آنها حظ کرد. من مانده ام با اتاقی که پر شده...
ادامه
July 15, 2004 01:30 AM ■ Comments (2)
▐ اتفاقات جدید
بهترین راه اینه که به روی خودم نیارم ! وقتی آدم فکر میکنه که حتما یک حرف پرطمطراق برای گفتن و نوشتن باید داشته باشه، نتیجهش همین میشه که این همه مدت چیزی توی وبلاگش ننویسه، در حالی که بالاخره چیزهایی...
ادامه
July 12, 2004 09:45 AM ■ Comments (0)
▐ روزهای امتحان
هنوز امتحانات ادامه داره و فکر می کنم تا ما رو نکشه دست بردار نیست. رضا با یک انبار فیلم و دی وی دی از زاهدان اومده و مرتب در کنار درس خوندن وقت و بی وقت، به فیلم دیدن...
ادامه
