امروز یک دوست مهربان برایم تلفنی بلیط کنسرت شهرام ناظری را گرفت که قرار است ۲۳ و ۲۴ این ماه برگزار بشود. چه حالی بدهد.
زنستان یازدهم هم هوا شد. البته این شماره دیگر شور مشکل فنی را درآورده بود و به این فکر افتادم که یک کمیته ترور تشکیل بدهم برای ترور برنامهنویس سایت زنستان. آخر برنامهنویس مهربان، فقط فکر ده شماره اول را کرده بود و برای شماره ۱۱ مخام گوز پیچ شد تا بفهمم گیر از کجا آب میخورد.
اصلن حس و حال ندارم که مثل همیشه روزنوشت بنویسم. خوابم میآید. از خروس خون تا بوق سگ کار کردهام و دریغ از صدای آرامشبخشی که چترش کنم روی خستگیام.