اول اینکه یک اتومبیل صفر بخرید و بخواهید برايش دزدگیر و روکش و پخش و باند و وسایل ایمنی و -خدای ناکرده- لوازم تزئینی بخرید. علیالخصوص بویی هم از بازار و شیادی و عوضیگری بعضی از بازاریها نبرده باشید. چند وقت پیش با علی رفتیم و برای ماشین دزدگیر نصب کردیم. اما دیشب که برای باقی وسایل سری به بازار مطهری زدم، بیچاره شدم. چهقدر دروغ، چهقدر پدرسوختگی، چهقدر شارلاتان بازی. وقتی کارم تمام شد کم مانده بود اوق بزنم. آخر سر که بالاخره اتومبیل بیزبان را دست یکی از شیادین (فروشنده لوازم اتومبیل را عرض میکنم) دادم، جوری به من قیمت داد که باید ۲۶۰ هزار تومان پول میدادم، ولی موقعی که کارش تمام شد جوری برایم حساب کرد که ۳۲۰ هزار تومان برایم آب خورد.
دومین چیز که الهی از شما دور باشد این است که با یک کوله ۵۵ لیتری (در حالی که تا خرخره پرش کردهاید) ۱۲ ساعت کوهنوردی کنید. قابل ذکر است که وقتی یک همچین کولهای کیپ تا کیپ پر میشود، وزنی در حدود ۴۰ تا ۵۰ کیلوگرم پیدا میکند. خلاصه چشمتان روز بد نبیند، این بنده حقیر امروز مرتکب این خطای تاریخی شدم و الان کتف و گردن و کمر و ستون فقراتم دارد خرد میشود. کوله محترم در گردنههای پیچدرپیچ، لنگرهای خرکی میانداخت و چند بار نزدیک بود به صورت Express به سمت پایین پرتابم کند.