|
|
< > | |||
|
|
|||
|
با وجود عذرخواهی روزنامه ایران سرانجام ظهر امروز، ایسنا خبر داد که روزنامه ایران هم در جریان کاریکاتور کذایی، توقیف شد. هادیتونز هم خبر از بازداشت خود کاریکاتوریست داد. در اخبار تکمیلی هم ایسنا نوشت که گویا هيات نظارت اين روزنامه را به دليل آنچه انتشار مطالب تفرقهافكن و تحريكآميز خوانده و با استناد به تبصره ماده ۱۲ قانون مطبوعات و بر اساس بند ۵ ماده ۶ همان قانون توقيف کرده است. البته شرح کامل ماجرا هم در همان خبر آمده است. این هم تصویری است از خود کاریکاتور که در آن یک سوسک به زبان ترکی گفته است ؛ «What do u mean». این و این هم تصاویری است از تجمع اعتراضآمیز دانشجویان آذری زبان در تهران. قدر مسلم فکر میکنم اولن اینکه کاریکاتوریست عمدی نداشته دلیل بر تبرئه او نمیشود. مطلب خوب آیدین فرنگی را خواندم اما فکر میکنم لزومن برای واقع شدن یک فعل ناصحیح نباید عمد در کار باشد. در ضمن الان دیگر کاریکاتوریست فقط متهم به توهین به یک قومیت خاص نیست بلکه اشتباه او عواقبی را هم در پی داشته است. به طور کلی باید گفت که کاریکاتوریست و روزنامه خاطی هستند اما مقصر واقعی و نوک پیکان اعتراض نیستند و نباید باشند. دوم اینکه به نظرم علی پیرحسینلو بدترین چیزی را که ممکن بوده، نوشته است. من نمیفهمم چرا این مشارکتیها دنیا را از دریچه خودشان میبینند. مثلن کار آذریزبانها بد بوده چون اصولگراها از این قضیه سوء استفاده کردهاند. خوب کرده باشند. به قول نادر جدیدی این مشارکتیها چه گلی به سر ملت زدهاند که حالا باید همه مراقب باشند که مبادا فلان کارشان به نفع اصولگراها نباشد. در ضمن علی در مطلبش آذریزبانها را به سادهاندیشی متهم کرده که این هم به نظرم توهینآمیز رسید. البته نادر اصلاحطلبها را باعث و بانی گسترش تفکر پانفارسیسم معرفی کرده که جای بحث دارد. قشنگترین مطلبی را هم که در حاشیه این جریان خواندم، مطلب «تلفنچی» بود که «هارای هارای من تورکم !». مطلب پوپک صابری فومنی را هم توصیه میکنم در همین ارتباط بخوانید. یک نکته دیگر هم وجود دارد که به نظرم اعتراض آذریزبانها بیش از هر چیز به توهینهای رایج به این قومیت در مکالمات روزمره مردم است که بعد از مدتها سرباز کرده است. به هر حال نباید کاسه کوزه سالها توهین به قوم آذریزبان را بر سر یک کارتونیست شکست که سهوا مرتکب خطا شده و عذرخواهی کرده است. یعنی که باید دانشجویانی که به این قضیه اعتراض کردهاند، اعتراض را بر روزنامه ایران و کاریکاتوریست مذکور متمرکز کنند بلکه باید آن را به سمت توهینهای متداول در فرهنگ روزمره سوق دهند که تحت عنوان خنده و جوک و لطیفه به وجود آمده است. |
||||