ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

اینجا یک وب سایت پورنو نیست

دوشنبه ۱ خرداد ۸۵

3

اگر دقت کرده باشید در همین ستون سمت چپ شرح، یک قسمتی هست به نام جستجو. حتما نیازی به توضیح نیست که با این امکان ملت می‌توانند کلمه یا کلید واژه مورد نظر خودشان را در آرشیو جستجو کنند. این‌ها را گفتم که این را بگویم که یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های وبلاگ‌ام برای خودم، بازبینی کلمات و KeyWord هایی‌ست که در شرح جستجو شده‌اند. شاید به جرات بتوانم بگویم که ۶۰ درصدشان را جستجوی کلمات بد بد تشکیل می‌دهند. به گمانم جستجو کنندگان فکر کرده‌اند که شرح یک سایت پورنو یا چیزی شبیه همین است.

شماره پنجم زنستان هم هوا شد. گفتگوی نوشین احمدی خراسانی با مخالفان فمنیسم را حتما توصیه می‌کنم.

«سایه صلیب رو تخت» نرگس را بخوانید. به نظرم نویسنده خیلی با غلظت این مطلب را نوشته است. انگار که با خواهر روحانی خیلی احساس هم‌دردی کرده یا اتاق خوابش خیلی سرد بوده.

«روز چهارشنبه (17 مه) مردی که خود سرباز "الله" می خواند وارد ساختمان عاليترين دادگاه اداری ترکيه شده و "مصطفی يوجل اوزبيلگين"، يکی از قضات حاضر در اين دادگاه را به ضرب گلوله کشت.» حمله به یکی از قضات مرتبط با ممنوعیت‌های پوششی در ترکیه و اتفاقات پس از آن. (+)

«اين خصلت تشكيلاتي، گاه حيدري را تا آنجا پيش مي‌برد كه به تاثير سياسي  كاريكاتور بيش از ارزش‌هاي زيبايي‌شناسي آن توجه مي‌كند والا تصويرسازي ضعيف دالوند يا سعيد درمبخش يا كيوان زرگري چگونه مي‌توانند به عنوان شاخص‌هاي (به اصطلاح حيدري) شكوفايي كاريكاتور مطبوعاتي مورد ارزيابي قرار گيرند.» به نظرم هم آقای نظری و هم کسانی که نقدش را بر کتاب «ادبیات کاریکاتور ایران در عصر اصلاحات» و نسبت به خود هادی حیدری خوانده‌اند، سری به این صفحه بزنند و واقعا نظر بدهند که آیا هادی واقعا در کارنامه‌اش ارزش زیبایی شناسی را فدای تاثیر سیاسی آثار کرده است ؟!! نقد کیهان بر کتاب «ادبیات کاریکاتور ایران در عصر اصلاحات» تنها حسنی که برایم داشت این بود که کتاب عمو هادی را از قفسه بیرون کشیدم و یک‌بار دیگر اکثر صفحات را با دقت مرور کردم. مخصوصا که این کتاب برای من یک لطف دیگر هم دارد و آن دست‌خط بسیار قشنگ هادی‌ست که در صفحه اول برایم به یادگار نوشته است. یادم هست که بعد از مصاحبه (+ +)من و جلال با هادی، کتاب را به عنوان یادبود بهمان هدیه کرد.

«قليان مونس تنهايی است. روزهايی که تک می مانی، روزهايی که در غم خود فرو می روی و شايد هم اگر عاشق باشی ، قليان است که با توست و قلقلش روح تو را آرامشی دوباره می بخشد.» بخوانید آدب و رسوم کشیدن قلیان را.

«آتش‌بس» تهمینه میلانی را دیدیم. به نظرم کماکان تهمینه میلانی دارد سیر نزولی را (با سر) طی می‌کند. البته گویا در گیشه این سیر، صعودی بوده است که خوب البته با توجه به سوپراستارهایی که به کار گرفته و قصه رنگی و عامه‌پسندی که فیلم دارد، این موضوع طبیعی است. به نظرم «آتش‌بس» یک فیلم هندی است با نمک روشن‌فکری که زحمت‌اش را هم آتیلا پسیانی در نقش روانکاو می‌کشد و با عبارات قلمبه سلمبه‌ای مثل کودک درون و ... این نمک را به فیلم تزریق می‌کند. من احساس می‌کنم آدم‌های قصه‌های میلانی، روز به روز دارند غیر واقعی می‌شوند. یک تصوری وجود دارد که در مصاحبه‌های میلانی احساس کردم او پرفروش بودن فیلم را به واقعی و ملموس بودن آدم‌های فیلم نسبت می‌دهد که دقیقا من عکس این قضیه فکر می‌کنم. به نظرم «آتش‌بس» با مانکن‌هایش یک فانتزی رویایی (از نظر اقتصادی و ظاهری) را برای بیننده به ارمغان می‌آورد که مخاطب عام را به سالن‌های سینما می‌کشاند. فکر می‌کنم میلانی همین‌طوری ادامه بدهد، پول‌دار می‌شود و خیال ما را هم راحت می‌کند که بی‌خود وسوسه نشویم و یاد «دو زن» و «دیگه چه خبر» نیفتیم و ۱۲۰۰ تومان پول بی‌زبان را بابت یک فانتزی بی‌مزه نپردازیم.

«قاضی دادگاه وقتی از پای نعش همسرش بلند شد، چاقوی دسته​​نقره​ی خونی را تحويل افسر پليس داد.» لانگ‌شات.

«روزنامه روسي «مسكونيوز» نوشت: به طور ميانگين، روس‌ها سالانه 19 ليتر الكل خالص مي‌نوشند!» روس‌ها الکلی‌های متبحری هستند و در این موضوع هیچ شکی نداشتم. یادم هست سال‌هایی که در مسکو زندگی می‌کردیم، هر روز و هر شب الکلی‌های زیادی را می‌دیدیم که از سرما کنار خیابان جان می‌دادند. اما تعجب می‌کنم که مصرف الکل این همه در روسیه رشد کرده است. چون فکر می‌کردم با اصلاحات اقتصادی در روسیه وضع مصرف الکل بهتر شود.

بعد از شایعه‌هایی که مبنی بر حاضر نشدن تیم ملی فوتبال ایران در جام‌جهانی به دلایل سیاسی این طرف و آن طرف شنیده می‌شد، سخن‌گوی فیفا از حضور قطعی تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی خبر داد.

«رييس جمهور ونزوئلا روز گذشته ضمن حضور در پنجاه و نهمين جشنواره فيلم كن، از ساخت فيلمي درباره كودتاي «ونزوئلا» توسط «اليور استون» خبر داد.» حال می‌کنم با الیور استون. «جوخه»اش را بارها دیده‌ام و همیشه فکر می‌کردم بهترین کسی است که می‌تواند جنگ عراق را هم به تصویر بکشد. اما حالا گویا قصد دارد چاوز و ونزوئلا را سوژه فیلم جدیدش قرار دهد.

آرشیو کل مطالب گذشته شرقیان را در صفحه اصلی قرار دادم. کل مطالب وبلاگ گروهی را هم از روی سایت برداشتم. روی ایندکس هم چند بار نوشتم که شرقیان دیگر منتشر نمی‌شود تا هم خیال خودم را راحت کنم و هم خیال بقیه را. زندگی همین است دیگر، یک روز با شوق شروع می‌کنیم و یک روز هم ناچاریم که تمام کنیم. همه چیز همین است.

سوتی : به نظرم این‌جا یک اشتباهی رخ داده است. از رئیس جمهور و سخن‌گوی دولت نام برده شده اما تصویر، احمدی‌نژاد و حداد عادل را نشان می‌دهد.

لینک : وبلاگ بی‌بی‌سی فارسی.

لینک ۲ : فوتوبلاگ جدید امین افشار .

عکس : یک مونتاژ با مزه !

عکس ۲ : فوق‌العاده از آرش عاشوری‌نیا.

 







 


هزارو يک روزنه با غلظتش! موافقم حسین ولی اخمام کجا بود دختر به این خوش خنده ایی! ۲/۳/۸۵

علیرضا اره واقعا خیلی حیف شد،شرقیان واقعا یکی از بهترینها بود،واقعا حیف شد. ۲/۳/۸۵

طناز کاش شرقيان بود. کاش دو سال پيش بود کاش هيچ وقت نمي نوشتي که ديگه منتشر نمي شه! کاش شرقيان مي موند کاش شرقيان همون گلابي بود کاش گلابي مي موند کاش هيچ وقت هيچ چيز تموم نمي شد! کاش........ دلم گرفت جناب منصور! ۱/۳/۸۵

 
Home Powered by Movable type 2.64