|
امروز سومین روزی بود که به نمایشگاه میرفتم. البته روز سوم را فقط به ناشران دانشگاهی اختصاص داده بودم که کتب مربوط به رشتهام را بخرم. اما برای دیدن یک دوست سری به یکی از سالنهای ناشران عمومی زدم و سر زدن همانا و چند جلد کتاب دیگر خریدن همان. اما به هر مصیبتی بود، خرید من از نمایشگاه امسال تمام شد و اگر هم بروم پول با خودم نمیبرم که نتوانم بیشتر از این بدبخت شوم. توی این ۳ روز، ۱۰۸ عنوان کتاب خریدم که اگر بر اساس پشت جلد بگویم، حدود ۲۵۴ هزار تومان میشوند، اما با تخفیف نمایشگاهی، حدود ۱۹۷ هزار تومان برایم آب خوردند. یعنی ۵۷ هزار تومان تخفیف نمایشگاهی رفت توی جیب من که به طور متوسط میشود ۲۲٪ که به نظر تخفیف مناسبی میآید. البته در این بین ناشران دولتی تخفیف نسبتا بهتری داشتند. سعی کردم امسال از ناشران گرانفروش مثل «طرح نو» هم کمتر خرید کنم. بیشتر از همه مثل پارسال از «امیرکبیر» خرید کردم و انتشارات «صدرا».
امسال یک کار بسیار خوبی که انجام دادم، یک دفترچه کوچک همراه بردم و کلیه مخارج و نتهای مربوط به چاپهای مختلف کتابها را آنجا نوشتم که بسیار در انتخاب بهتر و جمعبندی دخل و خرج کمکم کرد. مخصوصا که امسال دقیقا تخفیفی را که گرفته بودم محاسبه کردم که خیلی این کار را دوست داشتم.
یک نکته دیگر که خیلی برایم جالب بود، این ماجرای دزدی کتاب در نمایشگاه است. این موضوع دغدغه اصلی و نگرانی عمده همه غرفهدارهاست و هر غرفه هم برای جلوگیری از این قضیه تمهیدات خاص خودش را به کار برده است. غرفهدارها هم به ناچار خیلی وقتها از جملات توهینآمیزی مثل «کتاب را دور نبرید»، «کتابی که دستت بود کجاست ؟!» و جملات مشابه نسبت به مردم استفاده میکنند. حتی صحنهای را دیدم که مسئولین یک غرفه دوان دوان توی شلوغی سالن به دنبال یک دزد کتاب میدویدند. نمیدانم واقعا کسانی که دست به دزدی کتاب میزنند، برای خودشان این کار را میکنند یا بعدا کتاب را میفروشند. بعید میدانم مورد اول منطقی باشد. مورد دوم هم خیلی مسخره است. آخر مگر در هر جلد کتاب چهقدر سود وجود دارد، که کسی کتاب بدزدد.
|