ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

سارا هم دوربین‌دار شد

یکشنبه ۷ اسفند ۸۴

2

دیروز فرصت شد و بعد از دانشگاه، برای سارا خانم خودمان، بعد از ساعت‌ها تحلیل و بررسی یک عدد دوربین «Fujifilm FinePix S9000 Z» ابتیاع کردیم. سارا چند وقتی بود که نیت کرده بود برای خرید دوربین، اما بالاخره دیروز پول و وقت من و خودش و آب و هوا و ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم دادند و سارا دوربین‌دار شد. بعد از خرید دوربین هم، یک ناهار بسیار زیاد به عنوان شیرینی به ما داد که ما هنوز داریم دندانمان را خلال می‌کنیم. نکته بسیار مثبت دیگراین بود که سارا خسیس‌بازی در نیاورد ومحدودیتی برای تعداد  نوشابه درخواستی قرار نداد و من هم خودم را با نوشابه خفه کردم. از وقتی که من دوربین خریده‌ام، چند تا از دوستان دیگر هم متمایل شده‌اند به خرید دوربین دیجیتال که با حساب و کتابی که کردم، چهار یا پنج ناهار مجانی دیگر نوش جان خواهم کرد.

«نمی‌دانم می‌توانید خانه من را ببینید یا نه ؟ اگر به اون بالا بالاهای تهران نگاه کنید، می‌تونید برجی که من ساکن اونم را ببینید. پیداش کردید؟ ؟ آره همون. می‌خواهم از شما دعوت کنم تا به خانه‌ام بیایید.» آبجی خانم ما که نزدیک یک سال پیش یک وبلاگ کوچولو برای خودش راه انداخت و خیلی زود هم درش را تخته کرد، دوباره نیت کرده وبلاگ بنویسد. این بار نام وبلاگش، «طبقه N ٱم» است. جالب این‌که بعد از خواندن پست اول و دومش احساس کردم سطح نوشته‌هایش خیلی تغییر کرده و فقط اگر کمی هم نکات نگارشی را در نظر داشته باشد، سر دو روز دست ما را از پشت می‌بندد.

الآن شرکتم و حتما توقع ندارید پانصد خط بنویسم. این کیبورد ما آن‌قدر دکمه‌های سفتی دارد که تا همین الآن هم مطمئنم دهان همکاران اتاق‌های مجاور را مورد عنایت قرار داده‌ام. مخصوصا که من نسبتا فارسی را سریع تایپ می‌کنم و سر و صدایی که تولید می‌کنم سرسام‌آور است.

 







 


گمنام من از یاران می نو یسم از اسرار شقایق می نو یسم نه از باران نه از شبنم نه از گل من از درد یک عاشق می نو یسم ......... منو خوشحال می کنی اگر بهم سر بزنی ۵/۹/۸۶

من و تاريخ سلام . من با وبلاگ جديد ظهور پيدا کردم . خوشحال ميشم از نظرات سازندتون بهره مند شم ! ۱۰/۱۲/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64