|
|
< > | |||
|
|
|||
|
امروز فرصت شد و بعد از کوهپیمایی، با رفقا به دیدن فیلم «ما همه خوبیم»، اثر بیژن میرباقری رفتیم. داستان یک سری آدم خیلی معمولی در یک خانواده خیلی معمولی که از پسر بزرگشان -که گویا به سفر خارج از کشور رفته- خبری ندارند و قصد دارند یک فیلم خانوادگی بگیرند و برایش بفرستند. همه فیلم در جریانات حول این فیلم خانوادگی میگذرد. فیلم ریتم خیلی خوبی دارد و به طرز هنرمندانهای پیش میرود. با آن که روند داستان یکنواخت و آرم است، تماشاگر خسته نمیشود و تکتک سکانسها جذابیتی دارند که شاید از همان واقعی بودن و قابل لمس بودن محیط و آدمهای قصه ناشی میشود. اما به نظرم رسید که کارگردان پس از آنکه مخاطبش را خیلی خوب و آرام همراه داستان کرده بود، ناگهان در چند سکانس پایانی از تماشاگر دور میافتد. پتانسیل خیلی بالایی فراهم میآید اما از این پتانسیل بالا برای ایجاد یک پایانبندی مناسب استفاده نمیشود. (+) |
||||