▐ جشنوارهگردی ۳؛ قتل آنلاین و هوو
جشنوارهگردی ۳؛ دیروز بعد از امتحان دانشگاه، با فرزان و سارای آدومید و مهدی، رفتیم برای دیدن «قتل آنلاین» اثر مسعود آبپرور. آبپرور تا به حال کار بلند سینمایی نکرده بود و حدسم هم این بود که نام فیلم و سوژه اینترنت، فقط اهرم گیشهای کارگردان باشد و همینطور هم بود. فیلمنامه بسیار ضعیف، بازیهای نامتناسب و ضعف کارگردانی به وضوح مشخص بود. جمشید هاشمپور بعد از سالها که از آن بازیهای ملالآور قدیمیاش فاصله گرفته بود، یکجورهایی دوباره خاطره آن سالها را زنده کرد و در نقش یک پلیس قهرمان و شجاع، و البته بسیار غیرقابل هضم ظاهر شد. شهابالدین حسینی هم به خدا هنرپیشه نمیشود و دارد وقتش را تلف میکند. شما کارنامه این آدم را ببینید، اگر یک بازی نسبتا قابل قبول داشت، من حرفم را پس میگیرم.
«قتل آنلاین»، ماجرای یک گروه دوستان اینترنتی است که یک نفر از آنها تصمیم میگیرد بقیه را به دلایل روانی به قتل برساند. چون فیلم خیلی آبکی است دلیلی ندارد که نگویم، قاتل روان پریش قصه هم کسی نیست جز جناب آقای شهاب حسینی. و البته گویی نویسنده فیلمنامه، اطلاعات بسیار ناقص و غیردقیقی از اینترنت، چت و دنیای مجازی دارد. «قتل آنلاین» را در به اصطلاح سینمای هنرمندان یعنی سینما آفریقا دیدیم و تا دلتان بخواهد چشممان روشن شد به گل روی انواع و اقسام سیاهی لشگر و کتکخور و ستارگان از این دست. با کلاسترینشان یکی بود که میگفت نقش یوسف را در «بوی پیراهن یوسف» حاتمیکیا بازی کرده است که اگر یادتان باشد یوسف در آن فیلم مفقودالاثر بود، و تنها در آخرین سکانس به مدت چند ثانیه از پنجره اتوبوس دیده میشد.
امروز هم سارای سیاهه دعوتم کرد برای دیدن «هوو»ی علیرضا داوودنژاد، که البته بعد از دیدن «هشتپا» به خودم قول داده بودم دیگر به دیدن فیلمهایش نروم. اما خوب در شرایطی که فردا یک امتحان مهم دارم، بیخیال بلند شدم و رفتم برای دیدن آخرین شاهکار آقای داوودنژاد و خانواده محترمشان (لازم به توضیح نیست که داوودنژاد هروقت فیلم میسازد، به پسر و مادر و برادر و دختر و بچهدختردایی و عموزاده و بقیه اهل و عیال یک نقشی میدهد). «هوو» هم همانطور که انتظار میرفت، فیلم خوب و شستهرفتهای نبود و بیشتر به نظرم تجاری آمد. اما خوب مثل همه آثار داوودنژاد، از نظر سینمایی و فرم اثر خوب و حرفهای ساخته شده بود.
اختتامیه جشنواره فیلم فجر هم همانطور که حتما میدانید برگزار و جوایز هم توزیع شد و ابراهیم حاتمیکیا با «به نام پدر» جوایز را درو کرد. در بخش بینالملل، محمدرضا فروتن برای فیلم «به آهستگی» جایزه بهترین بازیگر را دریافت کرد که البته موفق به دیدن این فیلم نشدم. فیلمنامه «کارگران مشغول کارند» هم سیمرغ گرفت که انصافا سناریوی بدی نبود. در مسابقه آسیا هم «به نام پدر» حاتمیکیا بهترین فیلم شد. (+ +)
اما در مسابقه سینمای ایران، به قول روزنامه شرق، ابراهيم حاتمى كيا، پرويز پرستويى، هديه تهرانى و اصغر فرهادى برندگان اصلى بودند.(+) نکته قابل ذکر دیگر این بود که جشنواره امسال، جایزهای را برای بهترین فیلمنامه در نظر نگرفت. همینطور هیئت داوران، بزرگترین نقیصه سینمای ایران را در فیلمنامه اعلام کرد. روزنامه شرق، امروز هم در چهار صفحه ویژه نامه جمع و جوری برای جشنواره منتشر کرده که خواندنش را توصیه میکنم ( + + + + ). همینطور روزنامههای اختصاصی جشنواره را هم میتوانید از اینجا دانلود کنید. خبرگزاری مهر هم کل اخبار و گزارشهای تصویری و متنی خود را از جشنواره فیلمفجر در یک صفحه منتشر کرده است که حسابی جامع و کامل است.
دیگر اینکه نامزدهای جشنواره تئاتر فجر هم اعلام شدهاند و امشب در مراسم اختتامیه، برندگان مشخص میشوند.
درباره انتخاب فیلم برگزیده تماشاگران هم، رقابت بین «به نام پدر» و «چهارشنبه سوری» ادامه دارد. مطابق آخرین شمارش تا دیروز «به نام پدر» با اختلاف کمی از «چهارشنبه سوری» جلو بوده است، البته حدس میزنم که «چهارشنبه سوری» این عنوان را تصاحب کند چون تقریبا نمایش «به نام پدر» متوقف شده اما «چهارشنبه سوری» تا فردا، حداقل دو یا سه نمایش دیگر خواهد داشت. امروز هم که از جلوی سینما استقلال عبور کردم، صف بسیار طویلی برای دیدن «چهارشنبه سوری» ایجاد شده بود که با این اوصاف، احتمالا فیلم برگزیده تماشاگران خواهد بود.
«ياد گرفتم رفتن به فراسو را، به جايي ديگر به فراسوي احساس را، جايي ديگر جز احساسات، رفتن در چيري را، شايد در عشق، مثل آن روز در هتل، زنده، تنها، عاشق عشقي همه جا ارزاني شده ...» سارا خانم بالاخره بعد از دوماه به جهان مجازی لطف کرد و بر سر بلاگستان فارسی منت گذاشت و سیاهه را به روز کرد. و باز هم با این ادعا که دو خط موازی بالاخره یک روز به هم میرسند، حتی اگر تن بزرگترین ریاضیدانان جهان در گور بلرزد.
«در این که چرا این جشن سده نامیده می شود، دیدگاههای گوناگون درمیان نهاده شده است، یکی اینکه چون ۵۰ روز و ۵۰ شب به جشن نوروز مانده است به این نام نامیده شده است.» شامگاه دهمین روز بهمن، بازهم آتش جشن سده سر به آسمان خواهد گذاشت. جشن سدهی پارسال، با مریم صورتک، برای این جشن به باغ بزرگ زرتشتیان در حومه تهران رفتم و از نزدیک شاهد این جشن باشکوه بودم. نمیدانم امسال هم با همان حال و هوا برگزار میشود یا نه، اما خدا کند که همیشه آتش سده به راه باشد. در همین باره ببینید گزارش تصویریام را از جشن پارسال که در شماره ۱۳شرقیان منتشر شد.
پایگاه اینترنتی حسین پناهی.
January 29, 2006 06:53 PM ■ Comments (2)
نظرات :
سلام حسين جان. لينک آخر مطلبت آتش بر دل مي زند. چه خبر از شماره جديد شرقيان؟؟؟ منتظرم. يا علي مدد
محمدصالح مفتاح | January 31, 2006 12:50 AM
خيلي بي جنبه هستي
بابا حالا بيليط داري که داري هر روز بايد بليط ها رو بزني تو سر اين و اون حالا خوب از جاهاي ديگه هم تغذيه ميشي اصلا ميدوني چيه؟ تو درست بشو نيستي...............
منتقد فيلم هم شده...
چند سالته؟
امين | January 30, 2006 08:25 AM

