ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

جشنواره‌گردی ۱؛ به نام کارگران !

سه شنبه ۴ بهمن ۸۴

0

جشنواره‌گردی ۱؛ خانه نشسته بودم دیروز که ریحانه زنگ زد و دعوتم کرد برای دیدن فیلم «کارگران مشغول کارند» اثر مانی حقیقی. خلاصه رفتیم و فیلم را دیدیم و اتفاقا فیلم بدی هم نبود. سانس بعد از ما «به نام پدر»حاتمی‌کیا بود و من دلم مانده بود پیش «به نام پدر» و این که باید کلی منت برادرم را بکشم تا بلیطش را به من بفروشد. ریحانه اما شاد و خندان بود، چون بلیط سانس بعدی را هم داشت و بعد از این فیلم می‌خواست بماند و آخرین کار حاتمی‌کیا را ببیند. خلاصه فیلم تمام شد و با هزار غصه خداحافظی کردم. پریدم توی انتشارات دارینوش و شروع کردم زیر و رو کردن کتاب‌هایش که ریحانه زنگ زد و گفت که اگر می‌خواهم «به نام پدر» را ببینم، برگردم سینما فرهنگ. خلاصه برگشتم و متوجه شدم که ریحانه باید برای جشن تولد مادرش به خانه برگردد. برادر ریحانه هم یک بلیط داشت و تلفنی التماس رفقایش می‌کرد که برای نسوختن بلیط بیایند و فیلم را ببینند. آن هم در شرایطی که چند نفر از عاشقان سینما و البته دست‌اندر کاران بازار سیاه، منتظر نتیجه مکالمه بودند که بلیط را به چند برابر قیمت بخرند. اما آقا داداش ریحانه، در برابر چشمان بهت‌زده آن‌ها و برای اینکه به قول خودش مشتی محکم بر دهان بازار سیاه بکوبد، بلیط را پاره کرد و بر زمین ریخت تا نشان دهد که حقا برادر ریحانه است. و بالاخره ریحانه و زهیر رفتند و من هم خوشحال و خندان نشستم و «به نام پدر» را دیدم.

از «به نام پدر» با اینکه در کارنامه حاتمی کیا اثر متوسطی بود، برای چندمین بار نتیجه گرفتم که حاتمی‌کیا فوق‌‌العاده است. پیرامون سوژه‌ای که از نظر خیلی‌ها تمام شده محسوب می‌شود، همچنان کار می‌کند و بد هم کار نمی‌کند. آثاری که هر یک حرف‌های تازه‌ای برای گفتن دارند. تصور کنید دختر یک رزمنده که دانشجوی باستان شناسی است، موقع حفاری در یک تپه باستانی در جنوب کشور، پایش می‌رود روی مینی که پدرش آن را نزدیک ۲۰ سال پیش کاشته است. اعتراف می‌کنم از این که حاتمی‌کیا هنوز هم برآن است که جنگ تمام نشده است، احساس مسرت‌بخشی داشتم. بازی پرستویی هم تقریبا بی‌نقص و  تاثیر گذار بود. لحظاتی که پرویز پرستویی در فراز تپه شاهد فریاد زنان با خدا گفتگو می‌کرد، سعید «از کرخه تا راین» را در ذهن تداعی می‌کرد که کنار رودخانه راین، فریاد می‌زد و خدا را به پاسخ‌گویی فرامی‌خواند.

اسپانسر فیلم هم شرکت پارس‌قائم بود که فروشنده محصولات سامسونگ در ایران است. و برای همین هم گوشی تلفن همراه تمام بازیگران فیلم، سامسونگ بود. اتفاقا آموزش خوبی هم بود برای فیلم‌سازان جوان که اگر بخواهند از اسپانسر کمک بگیرند و محصولش را در فیلم تبلیغ کنند، چگونه این کار را بکنند که اصلا به محتوای اثر لطمه‌ای وارد نشود. نمایش طراحی و توان‌مندی گوشی‌های سامسونگ به قدری ظریفانه در فیلم گنجانده شده بود که هرگز اثر منفی بر روی ذهن مخاطب نمی‌گذاشت. در حال خروج از سالن هم که بودم، حداقل ده نفر را زیر نظر گرفتم که همگی برگه نظر خواهی را در صندوق خوب می‌انداختند و به گمانم «به نام پدر» یکی از شانس‌های فیلم برگزیده تماشاگران باشد.

خلاصه این‌که جشنواره امسال، محل رقابت بزرگترین فیلم‌سازان ایران نیست و خیلی‌ از شرکت‌کنندگان مسابقه سینمای ایران، اولین یا دومین فیلم خود را می‌سازند. و خوشبختانه من موفق شدم دو تا از بهترین کارها را دیروز، و البته به لطف ریحانه تماشا کنم.

پی‌نوشت ۱ : نشست نقد و بررسی فیلم « کارگران مشغول کارند »
پی‌نوشت ۲ : نشست نقد و بررسی فیلم « به نام پدر »

 







 


 
Home Powered by Movable type 2.64