ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

دل از تو برنگیرم

دوشنبه ۱۶ آبان ۸۴

0

به خدای اگر بمیرم، که دل از تو برنگیرم / برو ای طبیبم از سر که دوا نمی‌پذیرم

مده ای حکیم پندم، که به کار در نبندم / که ز خویشتن گزیر است و ز دوست ناگزیرم

نه نشاط بوستانم، نه فراغ دوستانم / بروید ای رفیقان، به سفر که من اسیرم

نه تو گفته‌ای که سعدی نبرد ز دست من جان / سر من فدای جانت، چو تو می‌کشی نمیرم

 







 


 
Home Powered by Movable type 2.64