|
|
< > | |||
|
|
|||
|
خیلی میشود که دستم به قلم و کاغذ نرفته. خیلی میشود که خاطراتم را ورق نزدهام. خیلی میگذرد از آخرین بار که با تو حرف زدم و برایت حرفهای عاشقانه زدم که معنی بعضیهایشان را حتی نمیدانستم. خیلی میگذرد از خیلی چیزهای خوب که گذشتن زمان چیزی از خوبیشان کم نمیکند. اما به قول آن شاعر دوران مشروطه که میگفت ؛ «در خدمت خلق بندگی ما را کشت / و اندر پی نان دوندگی ما را کشت / هم محنت روزگار و هم محنت خلق / ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت» |
||||