|
|
< > | |||
|
|
|||
|
دو روز پیش، کتری قشنگ ما در اثر یک بی مبالاتی سوخت و سوراخ شد و درست در روزی که میهمان هم داشتم، من ماندم و یک کتری سوراخ. خلاصه به هر دری زدیم که یک چای درست و حسابی درست کنیم، نشد که نشد. چشممان افتاد به ماکروویوی که تازه خریدهایم و طرز کارش را هم نمیدانستیم. آب را گذاشتیم توی ماکروویو و شروع کردیم به آزمون و خطا روی دکمههای ماکروویو. اما از اقبال بد هر چه کردیم نتوانستیم به ماکروویو بیشعور، نیاز مفرطمان به چای را حالی کنیم. سعی کردیم به زبان لاتین برایش توضیح بدهیم که با ما راه بیاید و آب را برایمان به جوش بیاورد. اما نشد که نشد. پس رفتیم سراغ سیدی آموزشی دستگاه و مجبور شدیم با حوصله به حرف های خانمی که دستگاه را معرفی میکرد گوش بدهیم. آن خانم عزیز هم همه چیز را گفت و گفت الا جوش آوردن یک کاسه آب. توضیح داد که چهطور میشود با این دستگاه خورش قیمه بادمجان درست کرد و یا چیپس و پنیر ردیف کرد. اما نگفت که آب را چهطور باید جوش آورد. وقتی دستمان از سیدی آموزشی کوتاه شد، دوباره خراب شدیم بر سر دستگاه و آنقدر دکمههای مختلف را فشار دادیم که خلاصه احساس کردیم دستگاه دارد یک کارهایی میکند. ۵ دقیقهای گذشت و آب داغ را بیرون آوردم و ریختیم روی چای خشک. اما با کمال تعجب دیدیم که آب به طرز اسفناکی کف کرد، گویی که درست جوش نیامده باشد. همان چای مزخرف را خوردیم و تحمل کردیم. اما قسمت دیوانه کننده ماجرا اینجاست که فردا وقتی به خانه آمدم با کمال تعجب دیدم که اهل خانه با همان کتری که ما فکر کرده بودیم سوراخ است، مشغول میل کردن چای هستند. |
||||