ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

شرقیان بیست و یکم و سقوط امین در رودخانه

شنبه ۱۸ تیر ۸۴

4

بالاخره این امتحانات دانشگاه دست از سر ما برداشتند و بعد از یک شماره تاخیر، شرقیان بیست و یکم را هم درآوردیم. انصافا هم شماره جدید، سطح کیفی قابل قبولی دارد. از من در این شماره، یک گزارش تصویری از مراسم سال‌گرد شهادت دکتر شریعتی در حسینه ارشاد و یک نقد خیلی تند و بی‌رحمانه به آخرین فیلم تهمینه میلانی، یعنی «زن زیادی»، منتشر شده است. مطالبی هم که نظر من را جلب کرد، یکی گزارش تحلیلی امیرحسین است از علل افزایش تقاضای دختران ایرانی برای ورود به دانشگاه (+) و دیگری گزارش تاریخی پویا است از ماجرای مقاومت ۶۵ روزه بابی ساندز که منجر به مرگ او شد (+). یک گالری عکس خیلی دیدنی هم از امین منتشر شده در مورد زندگی حشرات که توصیه می‌کنم اگر آمیختگی بی‌نظیر رنگ‌ها در طبیعت، مجذوبتان می‌کند، از کنارش بدون کلیک عبور نکنید (+).

«پايان بندي «زن زيادي» و راه‌کاري که کارگردان مي‌کوشد آن را براي مخاطبش روايت کند، آن‌قدر يک طرفه و حتي زننده است که تعبيري جز لمپنيسم زنانه را به ياد نمي‌آورد. لمپنيسم زنانه‌اي که فرق چنداني با مردسالاري عقب‌مانده‌اي که خود ميلاني از منتقدان جدي آن است، ندارد.» این بخشی از نقد من است که شرقیان شماره ۲۱ برای فیلم «زن زیادی» نوشته‌ام. یکی از دوستان معتقد است که نقدم ادبیات تندی دارد و بیش‌تر قصد تخریب دارد تا نقد. اما باور کنید که سعی کرده‌ام در مقاطعی با یادآوری نکات مثبت «زن زیادی»، و مقایسه آن با نکات منفی، این نکته را گوش‌زد کنم که میلانی می‌تواند خیلی بهتر از این‌ها کار کند. به شرطی که از شعار دادن بیش از اندازه بپرهیزد.

«نزدیک ساعت ۶ بود که دیگر طاقت نیاوردم، کم کم لباسم را پوشیدم و خودم رو سرگرم کردم تا زودتر زمانم بگذره، باید سر راه سفارش گلی رو هم که داده بودم می گرفتم، خوب بهانه ای برای خودم داشتم که زودتر خانه را ترک کنم.» یکی از مطالب سارای سیاهه را، بچه‌های گل و مهربان آسیا امروز در ستون گذری بر وبلاگ‌هایشان منتشر کرده‌اند که انصافا قشنگ و خواندنی هم هست. پس اگر تا این ساعت آسیا نخریده‌اید، عجله کنید تا تمام نشده.

چند روز پیش گویا خبرگزاری مهر، تصاویری از تمرین گلف دختران تهرانی منتشر کرده و چند ساعت بعد، خودش آن را از روی خروجی برداشته است. نتکده هم تیز بازی در آورده و عکس‌ها را منتشر کرده است. این ثابت می‌کند که در دنیای مجازی، یک ثانیه بعد از سوتی دادن هم اگر بخواهی جلویش را بگیری، عمرا نمی‌توانی.

دیروز در معیت رفقا برنامه کوه را بر پا داشتیم. نکته‌ای که باعث شد کوه‌نوردی این دفعه به ما بچسبد، و بیش از پیش خوش بگذرد، این بود که امین اولین نفری بود که سقوط در رودخانه را افتتاح کرد. امین این دفعه علاوه بر صعود، مهارتش را در سقوط هم ثابت کرد و شالاپ، افتاد توی رودخانه. خنده‌دارش این است که موقع سقوط، دوربین گران‌قیمتش را در دست گرفته بود و وقتی که شالاپ، افتاد توی رودخانه، به جای این‌که خودش را نجات بدهد، دوربینش را بالا گرفته بود تا مبادا آب بخورد. من چند عکس هم از ماجرا گرفته‌ام و یکی از آن‌ها را می‌توانید این‌جا ببینید.

سارا بعد از مدت‌ها نام سایتش را تغییر داد. البته در این راه، من هم بی اثر نبودم ولی به هر حال نام جدید سایتش را انتخاب کرد. آدومید !!!!

یادم می‌آید آن سال‌ها که دبستان می‌رفتم، چند باری از معلمان دوره دبستانم کتک خوردم. این کتک‌ها اولین جرقه‌های اعتراضی را در ذهن من ایجاد کرد و من واقعا فکر کردم که چرا باید یک نفر حق داشته باشد که یک نفر دیگر را کتک بزند. همیشه هم فکر می‌کردم که معلم‌ها، شب‌ها با هم جلسه دارند و مثلا لیست کتک‌ خورده‌های امروزشان را برای هم روایت می‌کنند و به سبک شیطان، قاه‌قاه می‌خندند. این مطلب کندو را که خواندم، یاد خاطرات آن روزهای خودم افتادم.

پی‌نوشت : براد پیت و انجلیا جولی حال کرده‌اند که تعطیلات تابستان را با هم بگذرانند. البته ازدواج نکرده‌اند و این صرفا یک هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و موقت دوستانه است.

پی‌نوشت ۲ : هاشمی کارواش !!!!

پی‌نوشت ۳ : آخر انعطاف بدن.

 







 


باران حتما اينقدر هوا گرم بوده و نمي توانست با لباس داخل آب برود دست به ترفند سقوط زده وگرنه امين و سقوط !!! ۲۲/۴/۸۴

محمدصالح سلام ... آخ که چقدر جاي من خالي بوده! .. امين جان اشکال نداره. بزرگ مي شي يادت ميره! ... ۱۹/۴/۸۴

حسين نه بابا... كار توام درسته ها... بي خيال حالا جدي نگير... حتما ميپرسي چيرو؟.... خوب معلومه... يكم فكر كن... ميفهمي... . ۱۸/۴/۸۴

امين اينجوريه؟ ما رو ضايع ميکني؟ ۱۸/۴/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64