ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

تقلب

دوشنبه ۶ تیر ۸۴

5

در دوران تحصیلم، خیلی کم پیش آمده که بخواهم در امتحانی، چه در دانشگاه و چه در مدرسه، دست به تقلب بزنم. واقعیت هم این است که عرضه‌ام در این زمینه به طرز رقت آوری کم است. جوری که وقتی بخواهم این کار را بکنم، سوراخ‌های بینی‌ام از حد معمول بزرگ‌تر می‌شوند و به وضوح رنگ صورتم برمی‌گردد. اما امروز دیگر از سر ناچاری، تکه کاغذی را مملو از فرمول کردم و با خودم به جلسه امتحان بردم. تصورش را بکنید که من چه‌قدر باید بدبخت باشم که وسط یک سالن اجتماعات ۲۰۰ نفری، هنوز درست و حسابی خودم را روی صندلی جابه‌جا نکرده بودم، که مراقب (توجه داشته باشید بین ۲۰۰ نفر آدم)، راست آمد و دو انگشتش را کرد توی جیب پیراهنم و برگه تقلب را کشید بیرون. رنگم شده بود مثل گچ دیوار. حتی جرات نداشتم نگاهش کنم. اما در کمال تعجب دیدم که مراقب آرام از کنارم دور شد. برگشتم و دیدم که بعله. مدیر آموزش دانشکده است که شرح تقلب‌گیری‌های حماسی‌اش شهره دانشجوهاست. خلاصه در دور بعدی که داشت بین صندلی‌ها قدم می‌زد، آمد و در گوشم گفت ؛ «پسر خوب، این دفعه را بی‌خیال، ولی دیگر از این کارها نکن». لازم به ذکر است که فرد مذکور، تقلب‌های بسیاری را صورت جلسه کرده و دانشجوهای زیادی را به کمیته انضباطی کشانده. بعد از این‌که به خانه برگشتم، کلی جلوی آینه خودم را بررسی کردم که واقعا چه چیزی در من دیده که تصمیم گرفته از خیر صورت جلسه کردن تقلبم بگذرد ؟!!! خیلی به خودم امیدوار شده‌ام.

پرونده تجاوز دسته‌جمعی به یک زن در پاکستان ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. جریان این پرونده این است که شورای یک روستا در پاکستان، برای مجازات یک مرد، به تجاوز به خواهرش حکم داده و چندین مرد به خواهر متهم تجاوز کرده‌اند. دادگاه هم اکثر مردان مقصر در این ماجرا را تبرئه کرده و فقط یکی را به حبس ابد محکوم کرده است. تازه همان خانمی که به او تجاوز شده، از ترس این‌که مبادا برود و در خارج از پاکستان این پرونده را وارد مرحله جدید کند، ممنوع‌الخروج هم شده است.

آن موقع‌ها که جوان بودم، و هنوز MT اختراع نشده بود، خیلی دوست داشتم که وبلاگم یک موتور جستجو داشته باشد، اما خوب سوادم قد نمی‌داد. شاید هنوز هم کسانی باشند (مسلما هستند) که هنوز MT برایشان اختراع نشده باشد. پس این مطلب آموزشی «ساده‌تر از آب» را بخوانید تا بتوانید برای وبلاگتان موتور جستجوی گوگلی بگذارید. از چند وجبی بودن مطلب هم نترسید، کاری ندارد. به قولی ؛ «می‌شود، می‌توانید».

مراسم دیدار احمدی‌نژاد با خبرنگاران هم برگزار شده که عکس‌هایش را می‌توانید این‌جا ببینید. در کل، فعلا بیش از هر چیز احمدی‌نژاد به کلیات تاکید دارد و صرفا کلمات خوب را زیاد به کار می‌برد. اما همه چیز از کابینه و معرفی آن شروع خواهد شد. شرق هم در این مورد مطلب جالبی منتشر کرده است. خلاصه باید دید که احمدی‌نژاد تا چه حد از عناصر رادیکال بهره خواهد گرفت.

عجب تحلیلی نوشته بوده عباس عبدی، آن هم قبل از انتخابات مرحله دوم، که به عطریان‌فر گفته اگر هاشمی انصراف بدهد بهتر است چون احتمال برتری احمدی‌نژاد را بالاتر می‌دانسته است.

مسعود، جان همه امواتت، جان هر کس که دوست داری، یک کمی سبک‌تر بنویس. سرم درد گرفت.

«اکنون بيش از يک ماه است مستندساز مستقلی به نام «فرشيد فرجی» همراه دوست همکارش «کورش کار» هنگام تصويربرداری بخش آخر فيلم مستندی با نام «در جستجوی کورش کبير» در عراق توسط نيروهای آمريکايی بازداشت شده، و هيچ صدايی از صدا و سيما ـ دستِ‌کم واحد مرکزی خبر و يا شبکه‌ی خبر ـ در نمی‌آيد.» (+ +)

پی‌نوشت : ملت کار را تمام کرد !!!!

پی‌نوشت ۲ : عکس‌های هودر را وقتی که ایران بوده ببینید.

 







 


حسين منصور صالح جان از تو که رفيق ما هستي بعيد است که دقت نکرده باشي در چهره من. عزيز دلم اين دعا به شکل ارثي شامل حال بنده شده است و اينجانب از نظر آرايش محاسن به جناب هاشمي خيلي نزديک هستم ۷/۴/۸۴

محمدصالح حسين جان از دعاي خيرتان متشکرم ... ان شاء الله دعايتان نصيب خود شما هم بشود! ... يا علي مدد ۷/۴/۸۴

سورئاليست باز تو مي توني تقلب بنويسي؟ وقتي مثل من بايد ۳۰۰۰ صفحه تاريخ دبيا را بلد باشب.. تازه بتوني اون رو نقد و آناليز کني..چي رو ميشه تقلب کرد؟ اصلا اپن بوک هم ما مشکل داريم!! پس باز برو خدا رو شکر کن که از ما يه قدم جلوتري~~~~ ۷/۴/۸۴

امیر حسین بي معرفت يادم نميره قول ميدي و عمل نمي کني که هيچ حداقل بيا و اين دوخط مارو بخون ۶/۴/۸۴

نيلوفر آقا تقلب کار من و شما نيست!!بهتره ما يه مجمعي تشکيل بديم به عنوان متقلبين شکست خورده!!:) ۶/۴/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64