ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

احمدی نژاد برنده شد

شنبه ۴ تیر ۸۴

9

احمدی‌نژاد برنده شد. (+ +) فکر می‌کردم احتمال تقلب و تخلف انتخاباتی هم وجود داشته باشد. اوضاع در اکثر مناطق گویای این کارتون زیبای کیوان زرگری‌ست و جنگ بین وزارت کشوری‌ها و شورایی‌ها ادامه دارد، اما با اعلام نتایج اولیه روی سایت وزارت کشور، یقین پیدا کردم که حالا تحت هر شرایطی که بوده، وزارت کشور صحت آراء اولیه را تایید کرده است.

اگر چه هاشمی تا الآن سکوت کرده، ولی شریف‌نیوز از نامه‌ی تبریک هاشمی برای احمدی‌نژاد خبر داده که گویا در راه است. رویداد هم نوشته که هاشمی برای تن دادن به نتیجه انتخابات، سخت تحت فشار است. البته هاتف‌نیوز که رسانه هوادار هاشمی‌ست، اعتراضاتی را صورت داده اما از طرف دیگر ستاد مردمی حامی هاشمی، ضمن تبریک به احمدی‌نژاد، حتی از وی برای حفظ حرمت هاشمی تقاضای یاری کرده است. گرچه مطمئنا در نتیجه تاثیر خاصی ندارد، هم چونان که شلوغ بازی کروبی در هفته گذشته هم طی دیداری صمیمانه با رهبری، خیلی مسالمت آمیز پایان یافت.

«نظر به  يحتمل بودن رياست جمهوري جناب آقاي احمدي‌نژاد در هفته آينده، مقاديري كالاهاي بي‌مصرف اينجانبه به فروش مي‌رسد» زهرا مطلب قشنگی نوشته که لااقل برای خنده بدک نیست.

هنوز ساعتی نگذشته از اعلام خبر که کتابلاگ این ریختی شده است. کندو هم تعطیل شده. به قول شادی شاعرانه که حرف قشنگی هم هست ؛ «‌تو گویی مردم خواستند که دیگر نترسند، خواستند که آنها را از یاد مبری و تحقیرشان مکنی. روزگار را چه دیدی، شاید روزی تو هم تحسین‌شان کردی. و این ترس‌های ِ تو نیز مثل ِ همه‌ی تحلیل‌هایَت، غلط از آب در آمد» ما و خیلی‌های دیگر، خیلی تحلیل‌ها چیدیم که اکثرا اشتباه بود. حالا شاید خیلی از ترس‌هایشمان هم بی مورد باشد. خوب رئیس جمهور عوض شده، زلزله هشت ریشتری که نیامده. زندگی هنوز ادامه دارد.

«تو اين هيري ويري انتخابات سوتي چند روز پيش برنامه عموپورنگ رو هيچ كس نديد. يه بچه بهش زنگ زده بود. عمو پورنگ گفت از چه بازي خوشت مياد؟ بچهه گفت: بالام بيليم ( يا يه همچين چيزي ) . عمو پورنگ پرسيد اين بازي چطوريه؟ بچه گفت: مامان و بابام همديگه رو بوس مي كنن» بد ندیدم کمی از این فضا بیایم بیرون. نکته سنجی رسانه را بخوانید.

پی‌نوشت : یکی از عکس‌هایی که از تبلیغات ریاست جمهوری گرفته‌ام، رفته روی صفحه اول صدای شما در بی‌بی‌سی فارسی. این‌جا هم دو تا از عکس‌هایم را ببینید که یکی از مراسم پاس‌داشت آزادی است و دیگری از شب بازی ایران و بحرین.

پی‌نوشت ۲ : تحلیلی بر نوع بازتاب نتیجه انتخابات در رسانه‌های جهان. از گویا نیوز.

پی‌نوشت ۳ :  این عکس.

 







 


عبدالله نمیدونم چرا واقع بین نیستیم .... یه نفر بود همیشه از گیردادن مامورا به سر و وضعش شکایت میکرد. تو این ایام همش جوش میزد که نکنه احمدی بیاد بدتر بشه . بعد از آخرین برنامه تلویزیونی احمدی نژاد میگفت نه بابا اینجوریام نیست . خودش گفت همش شایعه بوده ( توجه کنید که می گفت خودش گفت ) .. آره حسین جان . اینه ملت ایران ملت ایران اونایی هستن که فکر میکردن صرف رای دادن به کروبی پنجاه هزار تومان گیرشون میاد . ملت ایران اونایی هستن که از لج یه نامزد میرن به دیگری رای میدن . با اینکه از اول می گفتن با کل این نظام مخالفن. ملت ایران اونایی هستن که از ترس مبادا اینکه چند سال بعد وقت استحدام شناسنامشونو نگاه کنن میرن رای میدن. وقتی تو دانشکده ی ما صف انتخابات چندین برابر صف غذاست جای این ادعا میمونه که تقلب شده . که رای سازی کردن وفتی حتی فرهیختگان و اندیشمندان هم فقط بد و بدتر رو می بینن و هیچ نگاهی به افق های خوب نمی کنن . چه انتظاری از این کشور هست ؟؟ ۵/۴/۸۴

زهره سلام فکر مي کنم زياده روي داريد مي کنيد و پيشاپيش قضاوت مي کنيد(البته اگر الان نمي گوييد بنيادگرا هستم) چرا فکر مي کنيد همه ۱۷ ميليون که به ايشان راي دادند يا تقلب بوده يا مردم نمي فهمند چرا مردم را يک قشر نادان مي دانيد و خودتان را بري از آنها. من به شخص در اطرافيانم در دوستان و خيلي افراد و حتي طبقه هاي تحصيل کرده و دانشگاهي مي ديدم که حامي احمدي نژاد بودند. و حمايت کروبي و .. فکر نمي کنم باعث شود طرفدارهاي آنها هم حتما به کسي راي دهند که آنها حامي او هستند .مردم خود تصميم مي گيرند. سعي کنيد جامعه را در حد وبلاگ نويسان و جامعه اينترنتي ندانيد . ۵/۴/۸۴

زهره سلام فکر مي کنم زياده روي داريد مي کنيد و پيشاپيش قضاوت مي کنيد(البته اگر الان نمي گوييد بنيادگرا هستم) چرا فکر مي کنيد همه ۱۷ ميليون که به ايشان راي دادند يا تقلب بوده يا مردم نمي فهمند چرا مردم را يک قشر نادان مي دانيد و خودتان را بري از آنها. من به شخص در اطرافيانم در دوستان و خيلي افراد و حتي طبقه هاي تحصيل کرده و دانشگاهي مي ديدم که حامي احمدي نژاد بودند. و حمايت کروبي و .. فکر نمي کنم باعث شود طرفدارهاي آنها هم حتما به کسي راي دهند که آنها حامي او هستند .مردم خود تصميم مي گيرند. سعي کنيد جامعه را در حد وبلاگ نويسان و جامعه اينترنتي ندانيد . ۵/۴/۸۴

فرزاد مشیری من راي ام را فروختم، آن هم با چه رضايتي! ف. م. سخن راي من جسم من است، جان من است، قلم من است ولي آن را فروختم! به کساني فروختم که دوست شان دارم. به کساني فروختم که براي شان مي نويسم و خوشحالي شان را مي خواهم. من رايم را به جوانان کشورم فروختم. همان ها که بعد از دور اول انتخابات وحشت به جان شان افتاد. من لرزه هاي تن شان را ديدم. من صداي هق هق شان را شنيدم. من رايم را به قيمت دانه هاي گران بهاي اشک فروختم. ما دوران انقلاب را ديده ايم. سال هاي جنگ را ديده ايم. کمبود ارزاق و مايحتاج اوليه زندگي را ديده ايم. آدم کشي هاي کنار خيابان را ديده ايم. حمله به زنان با تيغ و اسيد را ديده ايم. تراشيدن سر جوانان در وسط خيابان را ديده ايم. گرفتن دختر و پسر ها را موقع قدم زدن ديده ايم. جمع کردن کاست هاي موسيقي از داخل اتومبيل ها را ديده ايم. ممنوعيت بازي شطرنج را ديده ايم. هزار مرارت ريز و درشت ديگر را ديده ايم که در نگاه اول بي اهميت و مسخره مي آيد ولي نه بي اهميت است و نه مسخره. نيک مي دانيم که چه کساني باعث اين مرارت ها بودند و چهره ها شان حتي اگر کراوات بر گردن ببندند و شاپو بر سر بنهند هرگز از يادها نخواهد رفت. ما مي دانيم هاشمي کيست، مي دانيم معين کيست، مي دانيم دولت آبادي کيست، مي دانيم معروفي کيست، مي دانيم خودمان کيستيم. ما هيچکدام آدم هاي سال 57 نيستيم. سياست مداران در اثر فشار ِ جوانان به خط ديگر افتاده اند و ما در اثر ديدن ِ واقعيت هاي زندگي. شايد اين تغيير ِ "خط" ذاتي نباشد ولي هر چه هست با زحمت و مقاومت جوانان به دست آمده است. اما هستند کساني که هنوز در دهه ي شصت زندگي مي کنند. زيباترين خانه ها براي شان سنگرهاي زمان جنگ است. پر برکت ترين سفره ها براي شان سفره ي پلاستيکي پهن شده بر پتوي کف سنگر است. خوشمزه ترين غذا ها براي شان نان و پنير است. گواراترين آب ها براي شان آب داغ داخل تانکرهاي "خاکشير"بسته است. مطبوع ترين چاي ها براي شان چاي درست شده در کتري هاي سياه و دودزده است. اينها چيزهايي است که اين گروه براي خود و ديگران مي خواهند؛ و البته چيزهايي هم هست که نمي خواهند: مثلا کساني را که بر ضد اين فرهنگ اند نمي خواهند. کساني را که با مدل موي شان، يا لاک ناخن شان، فرهنگ غربي را تبليغ مي کنند نمي خواهند. کساني را که با پوشيدن آستين کوتاه يا زدن کراوات به جنگ با دين بر مي خيزند نمي خواهند. کساني را که به خيال آن ها از صبح تا شب به تصاوير مستهجن ماهواره ها چشم دوخته اند و به جاي نوحه ي آهنگران و دعاي کميل موسيقي پاپ و راک فرنگي گوش مي دهند نمي خواهند. زنان خانواده ي اينان هميشه خود را با چادر پوشانده اند و به محض ورود مردان غريبه به اتاق ديگر رفته اند و در مهماني ها سفره شان از مردان جدا بوده است. اينان نمي توانند باور کنند که زنان در مترو و اتوبوس و تاکسي و آسانسور و سينما و هر جاي عمومي ديگر کنار مردان بنشينند و پاک و آسوده بمانند. فرهنگ اينان فرهنگ آتش و پنبه است. با اين فرهنگ بزرگ شده اند و با اين فرهنگ زندگي کرده اند. اين فرهنگ جزو ذات آنهاست و اگر در محدوده ي خانوادگي خودشان باشد ابدا هم بد نيست چه هر کس به نحوي زندگي مي کند و نحوه ي زندگي اش محترم است. ۵/۴/۸۴

پويا کسي که به ما ن..يده بود.... کلاغ ... ... بود! ۵/۴/۸۴

محمدصالح اين قدر عصباني بودم که لينکم رو هم اشتباه نوشتم! يا علي مدد ۴/۴/۸۴

محمدصالح حسين جان از شما ديگه انتظار نداشتم ... فکر کنم اگر ماها از اينترنت جدا شيم از تهران هم چيزهاي جديدي رو ببينيم ... چند روز اخير رو من تهران نبودم و رفته بودم تبليغات ... باور نمي کردم ... مردم روستاها اين طور باشند ... همه طرفدار احمدي نژاد . چيزي که براي خودم هم قابل درک نبود ... ولي هر چقدر هم که از تقلب سخن گفته شود اختلاف فاحش آراء را در همه جاي کشور نمي توان انکار کرد. در اين چند روز فهميدم آنچه براي مردم مهم است کانديداي دور اول نيست که انتخاب ميان دو کانديداي ديگر است... در روستايي مهمان خانواده اي بودم که هرکدام به کسي راي داده بودند و همه در اين دور حامي احمدي نژاد بودند ... از حامي کروبي-قاليباف-معين-هاشمي در اين خانواده بودند. ملاک رايشان به کروبي ۵۰۰۰۰ تومان . ملاک راي به قاليباف ديدن فيلم صندلي داغ و.. . ملاک راي به معين انتخاب دانشگاهيان. راي به هاشمي را نفهميدم!! ... ولي تمام خانواده در اين دوره حامي احمدي نژاد بودند ... آن هم در روستايي که ستاد تبليغاتي احمدي نژاد وجود نداشت. ... البته اين استقراي ناقصي است ... اما ساير دوستان من که به شهرهاي مختلف سفر کرده بودند همين را مي گفتند. ... در هر صورت اين انتخاب مردم است و بايد به آن احترام گذاشت. ... شما هم اگر خواستي به کسي فحش بدي (از نوع سياسي) وقتي مي خواهي بگي الهي به احمدي نژاد راي بدي مواظب باش شايد خود او هم حامي دکتر احمدي نژاد باشد!! ... يا علي مدد ۴/۴/۸۴

روزبه من هم چاره اي جز لال شدن نديدم ۴/۴/۸۴

دانش بیچاره کتاب‌خونا که سرویس شدن رفته. باید از خاتمی بخوان که در روزهای آخر مجوز چاپ فله‌ای بده. در حکومت اسلامی عمدتا زمان میرسلیم سانسور خرکی به شدت همه‌گیر شده بود. حتی دهه‌ی ۶۰ هم که ظاهرا دوران مطلوب احمدی‌نژاد هستش وضع به نسبت خوب بود. این بابا اگه یکی از طرف‌دارهای جوگیر خودش رو بفرسته وزارت ارشاد کار همه در اومده. «اخلاق جنسی» و «یيامبر امی» به چاب سدم می‌رسن! به جز اون بد نیست یکم تو سر ژیگولا بزنن تا شاید ملت دوباره فعال بشن و از بی‌خیالی در بیان. حداقل در این ۴ سال از این خزعبلات «اسلام مامانه اینا بدن» کمتر می‌شنویم. ۴/۴/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64