تجمع اعتراضی زنان به قانون اساسی

دیروز بالاخره تجمع اعتراضی زنان نسبت به قانون اساسی، مقابل دانشگاه تهران برگزار شد و گویا به خشونت هم انجامید. انتظارم البته این بود که دم انتخابات، با معترضین مسالمت‌آمیزتر برخورد شود  اما این‌طور نشد. جالب این‌جا بود که مریم می‌گفت با همان پلاکاردهایی که خودشان ساخته بودند، کتکشان زده‌اند. توی ساعت تجمع من در ترافیک میرداماد بودم. زنگ زدم به فرناز که گفت اوضاع بی‌ریخت است و نمی‌تواند صحبت کند. زنگ زدم به سارا که اوضوع او‌نها بهتر بود و سارا هم در حال عکس گرفتن بود. با جاوید و علی  هم صحبت کردم. خلاصه به صورت آن‌لاین در جریان جزئیات بودم. درباره همین تجمع بخوانید گزارش فرناز، گزارش پرستو، گزارش تریبون، متن قطع‌نامه زنان معترض، گزارش علی، گزارش زهرا و عکس‌های آرش عاشوری‌نیا.

«فکر ميکنم اينجا آقاي حسين منصور بود که سر تا پا مشکي پوشيده بودند و شعار «اينجا شده فلسطين، چرا بيکار نشستين» رو براي جمعيت گفت و اونام تکرار کردند. يه خانوم مسني خودش را به ايشون نزديک کرد و بهش اعتراض ميکرد که چرا اينطوري جووناي مردم رو به کشتن ميدي و نميذارم برين وسط جمعيت و هولش ميداد به جلو، ولي ايشان بازم وارد جمعيت شد» نکته بسیار جالب این‌که زهرا خبر داده که گویا من را دیده که با لباس سر تا پا مشکی، مشغول هدایت جمعیت بوده‌ام. باید بگویم که دقیقا در همان ساعت من در منزل دایی بزرگوارم، مشغول تناول همبرگر بوده و هرگونه پوشش سراسر مشکی را تکذیب می‌کنم. البته خوب شاید زهرا دچار خطا شده که خوب انسان هم جایزالخطاست.

شرقیان بیستم را هم از تنور درآوردیم و البته کمی هم تغییرات محتوایی را در آن اعمال کردیم. من در این شماره مطلبی ندارم اما یک گزارش تصویری دارم از شادمانی مردم تهران در شب صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی.

فیلم انتخاباتی هاشمی که از تلویزیون پخش شد را نمی‌دانم دیده بودید یا نه ؟ انصافا از نظر تاثیرگذاری کولاک بود. چه‌قدر از هاشمی موجود مهربان و رئوفی ساخته بودند.  (+)

دیروز یک SMS برای چند نفر از دوستان فعال سیاسی فرستادم و نوشتم که ایسنا همین الآن خبر داده که احمدی‌نژاد و لاریجانی به نفع قالیباف کنار رفته‌اند. انبوه تلفن و پیام کوتاه بود که برایم می‌رسید و همه می‌خواستند از میزان صحت خبر مطلع شوند. و در مقابل ناباوری‌شان، می‌گفتم ؛ «دروغ گفتم». از همه بامزه‌تر هم مسعود بود که برق از کله‌اش پریده بود. خلاصه من از همه دوستان بابت ستادهایی که به هم ریختم و آرامش‌هایی که به هم زدم و اعصاب‌هایی که خورد کردم عذرخواهی می‌کنم. (دو نقطه دی)

پی‌نوشت : حسین درخشان در تهران

خارج از بحث : ایران ما منتشر شد

June 13, 2005 01:32 PMComments (7)

نظرات :


سلام منم ميتونم تويه جمع دوستانتون باشم؟
منتظر جوابتون هستم

روح الله | October 4, 2005 12:37 PM


جرات داري جواب sms من رو بگو به اون ... :))

جلال | June 15, 2005 01:20 AM


از قول من حسين به مريم بانو بگو!! صادق گفته خيلي بي معرفتي!!! ( پ.ن هم ندارد!!!! )

سورئاليست | June 14, 2005 09:39 PM


طفلکي!!! حسين! سر دم دار ضعيفه ها !!
( اف اگه الان سارا وفرناز و..بفهمن که من گفتم ضعيفه که ديگه واويلا ميشه!! )

باز خوبه زهرا منو تو تهران نديده!!!!!!!!!!!!!!!

خدايي حال ميکنم خونسردي !!!

سورئاليست | June 14, 2005 02:18 AM


مرسي حسين جان.
اصلاحش کردم:دي

راستش اون آقا خيلي شبيه شما بود ::دي

زهرا | June 13, 2005 04:38 PM


بابا... ايول... خوش بحالت با اين رفقات... ما كه بي رفقيم چه كنيم... .

حسين | June 13, 2005 03:37 PM


عجب سرکاري رفتم من...! تا دلت بخواد عکس گرفتم..!

سارا | June 13, 2005 01:56 PM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]