▐ جنایت و باقالی
چند روز پیش با مادر مکرمه در خیابان موازی کانال فاضلاب که به خیابان ظفر ختم میشود، مشغول حرکت بودیم که دیدیم یک خانم و آقای خیلی متشخص، یک کیسه بزرگ برزنتی را روی لبه کانال گذاشتهاند و خیلی مشکوک در کنار آن ایستاده و این طرف و آن طرف را دید میزنند. من هم که نمیتوانم در اینگونه موارد جلوی کنجکاوی بی حد و حصر خودم را بگیرم، کمی جلوتر اتومبیل را متوقف کردم و به اصطلاح زدم بغل. مادر هم مرتب اصرار میکرد که حرکت کنیم، با این بهانه که اصلا به ما چه ربطی دارد. اما من از آنجا که شم پلیسیام گل کرده بود، اولین حدسی که به ذهنم رسید این بود که این خانم و آقا یک نفر را کشته و منتظرند تا به محض خلوت شدن خیابان جسدش را حواله فاضلاب کنند. هر لحظه هم که میگذشت، سوءظنم بیشتر میشد. زن و مرد جوان مرتب چشم میچرخاندند و مشخص بود که منتظر فرصتند. تا اینکه بعد از چند دقیقه بالاخره انتظار به سر رسید و به محض خلوتی کامل خیابان، زوج جنایتکار، دو سر کیسه را گرفتند و بالای کانال فاضلاب وارونهاش کردند و انبوهی از پسمانده باقالی را به فاضلاب ریختند وسریعا سوار یک فروند اتومبیل ماتیز نقرهای شده و محل را برای انجام یک جنایت هولناک دیگر ترک کردند.
پوپوف و تیموشکو با مقاومت مصالحشان من را بیچاره کردهاند. شرقیان هم هنوز بالا نرفته، با وجود اینکه همه شرایط برای بارگزاری مهیاست و فقط این دبیر اجرایی فلک زده، وقت سرخاراندن هم ندارد. اما قول میدهم که در جهت بهبود وضعیت تلاش کنم.
فیلم تبلیغاتی نامزدهای انتخاباتی بالاخره دارد از تلویزیون پخش میشود و خدا وکیلی بیشتر از سریالهای روتین و شبانهی به اصطلاح طنز تلویزیون، خندهدار و بامزه است. و از همه بامزهتر و طنزتر، اگر از حق نگذریم، فیلم تبلیغاتی مهرعلیزاده بود که واقعا باید تشکر کرد که نیم ساعت مفرح و شاد را به ملت هدیه کرد.
با یکی از دوستان امروز تلفنی صحبت میکردم و مطابق معمول تمام مباحثات این ایام، بحث به سمت انتخابات رفت و این سوال اساسی که «به کی رای میدی ؟». این دوست عزیز ما که البته اصلا تریپش هم به این حرفها نمیخورد، نه گذاشت و نه برداشت، گفت به احمدینژاد رای میدهم. من هم که انگار بخواهم قضیهای به سادگی قضیه فیثاغورث را ثابت کنم، شروع کردم به نقد جدی احمدینژاد و هزار تا برهان و دلیل آوردم. اما در نهایت جوابی شنیدم که کاملا قانع کننده بود. پدر دوست من معاون عمرانی شهردار یکی از مناطق با نفوذ تهران است و اگر آقای احمدینژاد رئیس جمهور بشود، پدر ایشان هم .... شما بودید به احمدینژاد رای نمیدادید ؟
پینوشت : تبریک به دخترکان سمجی که بالاخره رفتند و روی نیمکتهای ورزشگاه یکصدهزار نفری جاخوش کردند.
June 10, 2005 11:34 PM ■ Comments (0)
نظرات :

