ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

شرقیان نوزدهم

دوشنبه ۹ خرداد ۸۴

3

شرقیان نوزدهم را هم درآوردیم. قسمت دوم مصاحبه با یوسفی اشکوری هم که انصافا از قسمت اول پربارتر و جالب‌تر است در این شماره منتشر شده است. من هم یک مقاله دارم با عنوان صلاحیت آزادی که می‌پردازد به تاریخ‌چه نهضت آزادی و یک نقد هم برای فیلم جایی برای زندگی نوشته‌ام.

یک جوی ایجاد شده بین وبلاگ‌هایی که طرفدار معین هستند که به نظر من اصلا مناسب و جالب نیست. مثل یک شبکه مرتب مطالب هم را در وصف حسنات و خوبی‌های جناب معین لینک می‌کنند و غافلند از آن‌هایی که این جریان را نقد می‌کنند. اگر واقعا مدعی ارج گذاشتن به مخالف هستیم، این‌قدر این دایره را بسته نبینیم. از بعضی از دوستان که وابستگی حزبی به معین دارند اگر بگذریم، کاش بقیه آزاداندیشی خود را حفظ کنند. مثلا در ساده‌تر از آب مسائلی طرح شده که بدون این‌که بگویم با آن‌ها موافق یا مخالفم، بد نیست به عنوان یک نظر مخالف مورد توجه قرار بگیرند. حالا البته این فقط یک نمونه بود. همه‌اش که نمی‌شود بگوییم ده دلیل برای رای دادن به معین. چرا من به معین رای می‌دهم. چرا معین خیلی خوب است. یک بار هم بگوییم چرا نباید به معین رای داد. چرا معین برای وضعیت فعلی کشور مناسب نیست. اتفاقا فکر می‌کنم این تقابل نتایج مثبتی داشته باشد.

تحریمی‌ها  این‌جا دور هم جمع شده‌اند. 

ماه رمضان‌ها همیشه یادم هست که با صدای اذانش، تمام سلول‌های بدنم به افطار می‌نشست. صدایش که می‌آید بیش از همه چیز یاد ماه رمضان می‌کنم. یاد سحر که چه دل‌نشین مژده‌ام می‌داد که چشم من بیدار و چشم عالمی در خواب. خدا رحمتش کند موذن‌زاده را.

من نمی‌دانم این داریوش از وبلاگ چه خیری دیده که حالا می‌خواهد روزنامه نگار شود. خدا وکیلی هم اصلا به تیپ داریوش نمی‌آید روزنامه نگاری.

چند روز پیش علی قدیمی یک مطلبی نوشته بود که خرمشهر را خدا آزاد نکرد. از نظر جناب آقای قدیمی خدا برای این‌که کاری بکند باید لزوما تانک‌هایی با آرم مخصوص و پیاده نظام فرشتگان مقرب را بفرستد و لزوما از سلاح‌های قدسی‌اش استفاده کند و لزوما آقای قدیمی باید آرم‌های مخصوص لشگر خدا را ببیننند تا بشود گفت که خدا در جنگ کمک کرده است. به گمانم با آن تعریفی که آقای قدیمی از خدا دارد، اصلا باید به وجودش شک کرد، چه رسد به کمک نظامی‌اش.

 







 


امين اينــــــايي که اينجور پشت آدم رو خالي ميکنن که دوست نيستن سارا خانم آدم ۴ تا از اين دوستا داشته باشه که ديگه دشمن نميخواد... :D ۹/۳/۸۴

سارا مي گم دوست داداشت عجب حرفي زده ها..! ۹/۳/۸۴

امين من از همين جا استعفاي خودم رو از اين مجله زرد و ... شرقيــــان اعلام ميکنم تا ببينم ديگه کي مي خواد براتون عکس بگيره من توجيه هم نميکنم چون عکسام عالي بود :D همينه که هست :D ۹/۳/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64