ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

SMS

پنجشنبه ۴ فروردین ۸۴

3

هیچ کس در خانه نیست. خدا پدر این پیام کوتاه را بیامرزد که لااقل می شود برای عده ای پیام تبریک را فرستاد.

راستی عیدتان مبارک. امسال دور از جان شما سال خروس است. یک سال کاملا مردانه. اما جایتان خالی این سال مردانه با شستن ظرف ۲۵ نفر میهمان برای بنده آغاز شد. خدا آخر و عاقبت باقی اش را به خیر کند.

جالب ترین خبری که اول سال شنیدم و خواندم، خبر احتمال سقوط برج میلاد تهران در شرق بود که گویا یک شوخی بوده است. خلاصه در منزل ما با همان ۲۵ نفر میهمانی که خدمتتان عرض کردم بحث مفصلی درگرفت درباره این خبر کذائی و عکس مرتبط با آن که در همان روزنامه چاپ شده بود. با حساب و کتابی که ما کردیم عکس مورد بحث باید ساختگی باشد اما در این صورت این کار روزنامه شرق از حد یک شوخی فراتر است و می تواند تشویش اذهان عمومی تلقی شود.

خبر تاسف باری هم که بسیار متاثرم کرد،خبر درگذشت استاد آشتیانی بود. برای حکمت ایرانی و شرقی درگذشت این استاد بزرگ، اتفاق ناگواری بود. رئیس جمهور هم به همین مناسبت پیامی صادر کرد.

این روزها همه در وبلاگ هایشان از بهار می گویند و پیرامون آن حرف می زنند. اما بین این همه طرح زاغارت درباره عید را بیشتر پسندیدم.

به قول قدیمی ها دوره آخر الزمان شده. نماز جماعت در نیویورک با امامت یک خانم و به صورت مختلط برگزار شده و بی بی سی هم به صورت کامل این خبر را پوشش داده است. نکته جالب هم اینجاست که در نهایت به علت مخالفت مساجد، این مراسم در کلیسا برگزار شده است. خورشید خانم هم پیرامون همین قضیه مطلبی نوشته و از این قضیه حمایت کرده است. این چیزی که خورشید خانم نوشته البته کمی به نظر من اصلاحات نیاز دارد. رفرم در قوانین شریعت از اینجا شروع نمی شود و این تنها یک ساختار شکنی سلیقه ای‌ست که به نظر من قبل از اجرا می بایست به صورت نظری طرح شود و روی آن گفت و گوی دینی و علمی صورت بگیرد. فکر می کنم به جای حمایت از این جریان طرح بحث پیرامون همین قضیه جنسیتی در نماز جماعت و بررسی آن از دیدگاه های مختلف کمک بیشتری بکند. در ضمن به گمان من شریعت چیزی نیست که بشود از بیرون به آن نگاه جامع و کاملی داشت. یعنی اصولا من نماز نخوانم اما بیایم و بخواهم به صورت کامل از حرکت برگزاری نماز جماعت مختلط و با امامت یک خانم دفاع کنم. کمی این دو بحث با هم جور نیستند و البته همه اینها فقط نظر من است.

بعد از مدت ها بحث گویا حظور سردار قالیباف هم در انتخابات ریاست جمهوری قطعی شد. چهار سال پیش هم  در مورد اینکه اگر یک نظامی در ایران به قدرت برسد چه اتفاقاتی خواهد افتاد بحث های مفصلی درگرفت اما قالیباف از معدود نظامیانی ست که دیدگاه نظامی نسبت به مسائل گونه گون ندارد و همین از او یک شخصیت منحصر به فرد ساخته است.

عید ما که فرا می رسد به گمانم سالگشت عزای عمومی ماهی قرمز هاست. دسته دسته بدبخت ها را توی تنگ می کنیم و خیلی اگر با انصاف باشیم فکری هم برای غذایشان می کنیم. این عکس رضای آبچینوس را ببینید. انگار همه ماهی ها با هم یک صدا ما و عیدمان را لعنت می کنند. اگر شما هم ماهی قرمزی را اسیر خودخواهی تان کرده اید این مطلب را بخوانید تا لااقل به کشتنش ندهید.

« قصه نمي‌گويم و خاطرات دور و نزديك كودكي‌ها را مرور نمي‌كنم. آنچه نوشته‌ام تطبيق يك داستان آشناست با سرگذشت دختر 19 ساله‌اي كه اينك منتظر نشسته است تا به مجازات مرگ تنبيه كند. دختري به نام «ليلا مافي» كه هرگز در راهي كه اينك در انتهاي آن بن‌بستي بي‌گريز مي‌بيند، حق انتخاب نداشته است. » ادامه ...

مسابقه جایزه جهانی کاریکاتور خلیج فارس را دریابید که حول و حوش هفت هزار دلاری جایزه دارد و خلاصه حیف است که این هفت هزار دلار را خارجی ها ببرند. 

« ما، جمعی از وبلاگ نويسان، از آنجايی که شيفته احساس تکليف شما برای حضور در انتخابات رياست جمهوری شده ايم و از آنجا که همچنان که فرموده ايد در بين ديگر کانديداها شخص خاصی را در اين قد و قواره نيافتيم خواهان همکاری با شما در راه اين افتخار هستيم. » بروید و ببینید که این علی تمدن چه بساطی برای هاشمی به راه انداخته است.

« پادکست podcast به نوع جدیدی از رادیوهای اینترنتی گفته‌ می‌شود که شنوندگان می‌توانند برنامه هایشان را بطور اتوماتیک توسط نرم‌افزارهایی که آنها را پادکٍش می‌نامیم گوش‌کنند. پادکستها معمولا آماتوری و غیر رسمی هستند. نسبت پادکست به رادیوی اینترنتی مثل نسبت وبلاگ است به روزنامه اینترنتی. » این هم برای آنها که عاشق نو آوری هستند. رادیوی اینترنتی چطوره ؟

فردا بازی ایران و ژاپن برگزار می شود. معمولا پیش بینی بازی های ملی برای ما که ایرانی هستیم کار مشکلی ست. چون که ما با تعصب پیش بینی می کنیم و مثل برادر من که فکر می کند ایران سه بر صفر برنده می شود، معمولا نتایجمان هم از منطق دور است. با تمام این احوال و با اینکه ته دلم دوست دارم ایران راهی جام جهانی شود، به گمانم با این تیمی که من دیدم امسال هم به جام جهانی نمی رویم. البته این چیزی از شایستگی های بچه های ما کم نمی کنه .... مگه نه ؟

« جرقه اعتراضات جنبش از همان نوروز آغاز شد. از همان هنگام که صدا و سیمای ایران، پخش سریال مبتذل و بی ارزش بانویی دیگر را آغاز کرد. سریالی که این بار، رسمن جنبش زنان و زنان روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان را نشانه گرفته بود. سریالی که به نحوی چندش آور، مثلث عشقی مضحکی را توصیف می کرد که در آن باز مرد آقا و سرور بود و دو ضلع دیگر مثلث، که هر دو زنانی روزنامه نگار و فعال در مسایل زنان بودند، برای رضایت خاطر این سرور دست به سنتی ترین کارها از جمله پختن غذایی خوشمزه تر و چشم هم چشمی های تهوع آور می زدند. » این هم گزارش مختصر فرناز  از کارنامه جنبش زنان در سال ۸۳ که خواندنش خالی از لطف نیست. راستی قابل توجه دوستان علاقه مند به انواع فحاشی اینکه، کامنت هم می شود گذاشت.

به نظر شما هم اینکه گوگل یک لوگوی نوروزی داشته باشد یا نه مهم است ؟ اگر فکر می کنید مهم است لطفا اهمیتش را برای من هم توضیح بدهید تا بدانم.

 







 


دانش نه جانم این‌قدر هم شور نیست، شادباش! ۷/۱/۸۴

سارا سلام جوان. اميدوارم که در سال جديد اين ستون پربارتر بشه.. و سالي پر از شادي و موفقيت داشته باشي ۷/۱/۸۴

امين سلام آقا عيدت مبارک ما که هر چي تلاش کرديم موبايل هر مسي رو بگيريم به نتيجه نرسيديم که جنابعالي هم از اين قاعده مستثنا (خدا کنه درست نوشته باشم) نبودي ولي مبارک باشه و هر کار نکرده اي که پارسال نکردي و دوست داشتي انجام بدي امسال جبرانش کني ... ۵/۱/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64