ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

شب آخر احیا

یکشنبه ۱۷ آبان ۸۳

0

در مراسم آخرین شب احیا در کانون توحید دکتر خانیکی برای سخنرانی آمده بود. بحث پیرامون دینداری در عصر ارتباطات بود اما آقای دکتر بر خلاف چند شب گذشته و سخرانی های کدیور بحث را بسیار فنی کرد. به گونه ای که نیمی از جمعیت به کارهای متفرقه مشغول شدند و سالن کمی به همهمه افتاد. البته مراجعه مرتب ایشان به نوشته ها و یادداشت ها نیز در این امر بی تاثیر نبود. بلند شدم و به پشت سن رفتم و دیدم هادی حیدری و چند نفر از برگزارکنندگان بر سر همین موضوع جدل می کنند. دو سوال من و علی نوشته بودیم که به هادی دادم تا شاید بشود این جناب دکتر را کمی وارد مباحث سیاسی کرد. هادی هم در زمان سوال و جواب، سوال من و علی را اول از همه خواند اما دریغ از پاسخگویی شفاف آقای دکتر. سوال علی رابطه با آمریکا بود و آقای دکتر پاسخش مربوط بود به صدر اسلام. جای شما حسابی خالی بود که قیافه ی علی را ببینید. هادی هم خودش متوجه شده بود و لبخند بر لب به جمعیت نگاه می کرد. خوش به حال جلال که اصلا توی باغ نبود و به مشکلات خودش می اندیشید.


 
Home Powered by Movable type 2.64