|
|
< > | |||
|
|
|||
|
بهترم اما خوب نیستم. من تو را زیاد عذاب داده ام و زیادتر از آن رنجانده ام. اما کمتر اعتراضی شنیده ام و کمتر فریادی. روز به روز عقایدم فسیل تر می شوند و آدم های اطراف از من دورتر و انگار فقط تو مانده ای که خستگی های بی کسم را نوازش می کنی. انگار تو مانده ای تنها در وسعت دید من که روزی یک سپاه را در آغوش خود داشت. و چه احمقانه به سراب رسید. نه پشیمانم نه خوشبین. دیوانه ام و دیوانگی رسومی دارد که سخت کودکانه تو را به دانستن رسومش واداشته ام و تو انگار این روزها بیش از من باید تاوان دیوانگی هایم را بدهی. |
||||
|
ريجان اميدوارم بهتر بشي رفيق.... ۲۸/۷/۸۳ مهرناز اين روزا آسمون همه جا ابريه. اميدوارم فردا آسمون آفتابي بشه. ۲۷/۷/۸۳ طنازامین از آيينه بپرس نام نجات دهنده ات را!! ۲۶/۷/۸۳ جلال افشار به شدت باهات موافقم ۲۵/۷/۸۳ داریوش کبیر حسين جان اميدوارم هيچ وقت دلت نگيره.موفق باشي پسر خوب ۲۵/۷/۸۳ |
||||
| Home | Powered by Movable type 2.64 | |||