ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته

< >

این روزها

شنبه ۲۳ خرداد ۸۳

1

جشنواره تازه تمام شده و خستگی چند روز کار مداوم کم کم از تنمان خارج می شود. کلی درس دارم ....

اعصابم خورد است که جلال می تواند فواید ارکات را بفهمد اما من نمی توانم. با رضا کلی حرف زدم و بی‌صبرانه منتظر نامه‌ای هستم که می خواهد در جوابم ارسال کند.


سارا حسين جان سلام.. گاهي اوقات اين خستگي ها ارزش دارد... نگران نباش.. اين روزها هم تمام ميشود. و تبديل به خاطره اي.. براي همه ما...! به حق که خسته نباشي..! ۲۴/۳/۸۳

 
Home Powered by Movable type 2.64