|
ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته
|
< > |
|
زور استجابت |
|
|
|
روزی عیسی برای شاگردانش مثلی آورد تا نشان دهد که لازم است همیشه دعا کنند و تا جواب دعای خود را نگرفته اند، از دعا کردن باز نایستند.
پس چنین فرمود : در شهری یک قاضی بود که نه از خدا می ترسید نه توجهی به مردم داشت. بیوه زنی از اهالی همان شهر، دائما نزد او می آمد و از او می خواست که به شکایش علیه کسی که به او ضرر رسانده بود، رسیدگی کند. قاضی تا مدتی به شکایت او توجهی نکرد. اما سرانجام از دست او به ستوه آمد و با خود گفت : با اینکه من نه از خدا می ترسم نه از مردم، اما چون این زن مایه دردسر من شده است، بهتر است به شکایتش رسیدگی کنم تا این قدر مزاحم من نشود.
آنگاه عیسی فرمود : ببینید قاضی بی انصاف چه می گوید! اگر چنین شخص بی انصافی راضی شود به داد مردم برسد، آیا خدا به داد قوم خود که شبانه روز به درگاه او دعا و التماس می کنند، نخواهد رسید ؟ یقین بدانید که خیلی زود دعای ایشان را اجابت خواهد فرمود. اما سوال اینجاست که وقتی من، مسیح به این دنیا بازگردم، چند نفر را خواهم یافت که ایمان دارند و سرگرم دعا هستند ؟ |
ياسر
قشنگ بود...
۹/۳/۸۳
قوامي
جالب بود و آموختم براي چيزهايي که از خدا ميخوام بايد موي دماغش بشم و با سماجت به آرزوهام برسم البته اگه گوشي شنوا داشته باشه ۶/۳/۸۳
سارا
تا حالا نشنيده بودم.......مرسي.. ۶/۳/۸۳
|
|
|
|
Home |
Powered by Movable type
2.64
|