110

بایگانی ماهیانه "September 2009"

110

چهارشنبه ۸ مهر ۸۸

چرا مردم زنگ که می‌زنن به ۱۱۰، می‌گن "الو ۱۱۰ ؟!!!". یعنی فکر می‌کنن نکنه اشتب گرفته باشن ؟!!! با کجا ؟!!!! با خونه عمه کتی ؟!!!! آخه چرا الکی سوال می‌کنی عزیز من. چرا چیزی که می‌دونی رو می‌پرسی... ادامه ...

دو صد دریا بشوراند

دوشنبه ۳۰ شهریور ۸۸

+ +... ادامه ...

مهلت دیدار بده

شنبه ۲۸ شهریور ۸۸

عجب هواییصدای رعدگرومببارش ریز تندبین التعطیلینی که تعطیل نیستفقط خودکشی می‌چسبد... ادامه ...

بی سر

سه شنبه ۲۴ شهریور ۸۸

هیچ کس خبر نداشتاز باغ مخفی پشت سفارتاز کوچه‌ای که هر دوسویشتابلوی قرمزی بود با یک خط سفید"ورود ممنوع"ما سرخوشکان بی سرزیر لب شعر مکرربا قاه قاه خنده‌های تو که می‌پیچید در قامت دیوارهای بلندبه کوچه زدیمهیچ کس خبر... ادامه ...

قدر

یکشنبه ۲۲ شهریور ۸۸

حالا که شب قدر است قدرت را بیشتر می دانم... ادامه ...

۱۱

یکشنبه ۱۵ شهریور ۸۸

همه‌ش فک می‌کنم دنیا قرار است تمام شودیه کاری که تو برنامه آخر هفته دارمیه جوری برایش کار می‌کنم که انگار این که بیاید و برود همه چیز تمام می‌شودبه مسائل دور و برم بدجوری حالت تعلیق دارمیه حس... ادامه ...

کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش + اگزوز خاور

شنبه ۱۴ شهریور ۸۸

دم جوجه وحید و کیک زهرا گرمو لعنت بر کسی که شیر توالت را داغ گذاشته بود و رفته بود... ادامه ...

زن بور

پنجشنبه ۱۲ شهریور ۸۸

نمی‌دانم کی می‌خواهم دست بکشم از این کار لعنتینوشتن را می‌گویمنوشتن‌های مکرر بی‌حاصلروی کاغذهایی که نمی‌دانم چه می‌شوندنوشتن‌هایی که مخاطب خاص ندارندیا دارند و هیچ‌گاه به رویت مخاطبشان نمی‌رسندتمام مدادها و خودکارها را از سطح خانه جمع کرده‌امکه ننویسمهی... ادامه ...

یک دم آخر حجاب یکسو نه

سه شنبه ۱۰ شهریور ۸۸

فقط گوش می‌کنم.ریش فرهاد بهترک می‌بودورنه شیرین نمک پراکندی...سعدیا دور نیک نامی رفتنوبت عاشقیست یک چندي+... ادامه ...
Home

Powered by Movable type 2.64