▐ همینه
اون که رفته دیگه هیچ وخت نمیادتا قیامت دل من گریه می خواد + هویجوری Tere Bin...
ادامه
▐ در بند تو خوشتر ز رهایی (۳)
"دماوند بچگی، با کوه سفيد و گندمزار های طلايی اش، اغوا کننده تر از رختخواب گرم و تنبل کودکی، مرا در خود فرو می کشد و دقيقه های مجذوب و خاطره های مضطرب عشق – اولين عشق – مثل اشباحی...
ادامه
▐ مرد و سگ
مرد تنها نشسته لب تراسبا چشمان گرد رفت و آمد آدمها را نگاه میکند توی کوچه باریکبه انتظار که سگش کی هوس کندو او را با خودش به گردش ببرد...
ادامه
▐ در بند تو خوشتر ز رهایی (۲)
نکرد آن همدم دیرین مدارامسلمانان مسلمانان خدا را...مگر خضر مبارک پی تواندکه این تنها به آن تنها رساند ...
ادامه
▐ در بند تو خوشتر ز رهایی (۱)
خواب خوابمدر این روز اول اردیبهشتناهشیارم و زنگهای پیاپی تلفن را نمیشنومدر این اولین روز فصل سعدیفصل میناها و درختهافصل شهر بی تو و خیابانهای خالیفصل گلابی و کندلوسآزادی بیحصر شنهای کویریا آن سقوط یکباره ابرهای جنگل شاهروداز خاطرم عبور میکننددر تب و...
ادامه
▐ موزخرفت
"اگر از یکی از آدمهای دور و برم، میشد که خواهش کنم، هیچ وقت به تو با این شخصیت مزخرف رو نمیانداختم."اینو یکی میگفت که قدیما یه چیزای دیگه میگفت....
ادامه
▐ در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست
از بهر خدا زلف مپیرای که ما راشب نیست که صد عربده با باد صبا نیست...
ادامه
▐ باهار و برف
وسط باهار که برف بیاد همینه دیگهقورباغه ابوعطا میخونه ...
ادامه
▐ هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش
عوام با چیزایی که نمیفهمن خیلی حال میکنن. سرشونو میکنن تو سوراخ این چیزا و با احتیاط ناخونکی میزنن. نه برای اینکه بفهمن، واسه اینکه بقیه فک کنن اونا میفهمن و اونا با اشتباه بقیه حال کنن. بقیه هم معمولن...
ادامه
▐ هشاد و هش
تموم چیزای هشاد و هفتیمداسالنومههاقول و قراراماچ و بوسههااحتی عشقای هشاد و هفتیهمه رفتن تو گنجهی فراموشجوری که انگار اصن هشاد و هفتی تو کار نبودههر خری رو که نیگا میکنیدیگه هشاد و هشی شده این وسط ما موندیمکه هشاد و...
ادامه
▐ گر چاره داری وخت وخت است
یادم هست که فصل میناهاهنوز نشده بودهوا مثل دم جماعت دورمانسرد بودو لبخند تو گرمو من ...در میان جماعت پر گوی و کمحواسحواسم به جمع نبودجمع تو بود...
ادامه
▐ تنگ است بر او
...
ادامه
▐ هشت ادو هشت
تازه رسیدیم به هشتکه خودش عمریستگرو نه است...
ادامه
