مطالب ارسال شده در April 2009 :

همینه

اون که رفته دیگه هیچ وخت نمیادتا قیامت دل من گریه می خواد  + هویجوری Tere Bin... ادامه

April 29, 2009 02:08 PM

در بند تو خوشتر ز رهایی (۳)

"دماوند بچگی، با کوه سفيد و گندمزار های طلايی اش، اغوا کننده تر از رختخواب گرم و تنبل کودکی، مرا در خود فرو می کشد و دقيقه های مجذوب و خاطره های مضطرب عشق – اولين عشق – مثل اشباحی... ادامه

April 27, 2009 03:23 PM

مرد و سگ

مرد تنها نشسته لب تراسبا چشمان گرد رفت و آمد آدم‌ها را نگاه می‌کند توی کوچه باریکبه انتظار که سگش کی هوس کندو او را با خودش به گردش ببرد... ادامه

April 26, 2009 09:37 AM

در بند تو خوشتر ز رهایی (۲)

نکرد آن همدم دیرین مدارامسلمانان مسلمانان خدا را...مگر خضر مبارک پی تواندکه این تنها به آن تنها رساند ... ادامه

April 25, 2009 07:36 AM

در بند تو خوشتر ز رهایی (۱)

خواب خوابمدر این روز اول اردی‌بهشتناهشیارم و زنگ‌های پیاپی تلفن را نمی‌شنومدر این اولین روز فصل سعدیفصل میناها و درخت‌هافصل شهر بی تو و خیابان‌های خالیفصل گلابی و کندلوسآزادی بی‌حصر شن‌های کویریا آن سقوط یکباره ابرهای جنگل شاهروداز خاطرم عبور می‌کننددر تب و... ادامه

April 21, 2009 02:59 PM

موزخرفت

"اگر از یکی از آدم‌های دور و برم، می‌شد که خواهش کنم، هیچ وقت به تو با این شخصیت مزخرف رو نمی‌انداختم."اینو یکی می‌گفت که قدیما یه چیزای دیگه می‌گفت.... ادامه

April 20, 2009 09:27 AM

در بزم حریفان اثر نور و صفا نیست

از بهر خدا زلف مپیرای که ما راشب نیست که صد عربده با باد صبا نیست... ادامه

April 15, 2009 08:39 AM

باهار و برف

وسط باهار که برف بیاد همینه دیگهقورباغه ابوعطا می‌خونه ... ادامه

April 14, 2009 09:52 AM

هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش

عوام با چیزایی که نمی‌فهمن خیلی حال می‌کنن. سرشونو می‌کنن تو سوراخ این چیزا و با احتیاط ناخونکی می‌زنن. نه برای این‌که بفهمن، واسه اینکه بقیه فک کنن اونا می‌فهمن و اونا با اشتباه بقیه حال کنن. بقیه هم معمولن... ادامه

April 13, 2009 03:11 PM

هشاد و هش

تموم چیزای هشاد و هفتیمداسال‌نومه‌هاقول و قراراماچ و بوسه‌هااحتی عشقای هشاد و هفتیهمه رفتن تو گنجه‌ی فراموشجوری که انگار اصن هشاد و هفتی تو کار نبودههر خری رو که نیگا می‌کنیدیگه هشاد و هشی شده این وسط ما موندیمکه هشاد و... ادامه

April 11, 2009 11:13 AM

گر چاره داری وخت وخت است

یادم هست که فصل میناهاهنوز نشده بودهوا مثل دم جماعت دورمانسرد بودو لبخند تو گرمو من ...در میان جماعت پر گوی و کم‌حواسحواسم به جمع نبودجمع تو بود... ادامه

April 08, 2009 09:31 AM

تنگ است بر او

  ... ادامه

April 06, 2009 12:54 PM

هشت ادو هشت

تازه رسیدیم به هشتکه خودش عمریستگرو نه است... ادامه

April 05, 2009 09:25 AM

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Email ]