▐ دورتر از دورتری
دستم به هیچ کاری نمیرود.از صبح پشت میز کارم نشستهام و هی فکرهای تکراری میکنم.با مداد روی کاغذ شکلهای بیربط میکشم و جملههای بیربط مینویسم.تنها صفحه ایمیلم روبروی صورتم باز است و فقط آمدن یک ایمیل تنوعی ایجاد میکند که...
ادامه
▐ سفر
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیادزدیم بر صف رندان و هرچه بادابادگره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکنکه فکر هیچ مهندس چنین گره نگشادز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخاز این فسانه هزاران هزار دارد یادز...
ادامه
▐ همش نیم ساعته
خیابانی بلند، میبرد او رابا رنگ ها و نورها خیابانی که من، نمیشناسمش خیابانی بلند، میبرد او رابا درنگ ها و عبورهاخیابانی که من، نمیشناسمشخیابانی که من، نمیشناسمشصدا میزند مرابا غریوها و بلورهانمیدانم از کجا، میشناسد مراخیابانی که من، نمیشناسمش...
ادامه
▐
...
ادامه
▐ خاااااااااتمی
"من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم." +خاتمی آمد.او با جدیت آمد.خودش که اینطور میگفت....
ادامه
▐ زیر آب
تمام شب رابیدارخیره بودم به آن چراغ کوچککه تا سحرروشن نشدآب از سر گذشتسپیده زدو من به فریب خود روزن خانه گرفتم و پرده انداختمو دوباره چشم دوختم به چراغ کوچکیکه کمر بسته بود به شکستنمو شکستم...
ادامه
▐ چرک نویس
مینویسمبعد ...Post statusDraftSave...
ادامه
