|
دورتر از دورتری
|
بایگانی ماهیانه "February 2009" |
|
دورتر از دورتری |
|
|
|
دستم به هیچ کاری نمیرود.از صبح پشت میز کارم نشستهام و هی فکرهای تکراری میکنم.با مداد روی کاغذ شکلهای بیربط میکشم و جملههای بیربط مینویسم.تنها صفحه ایمیلم روبروی صورتم باز است و فقط آمدن یک ایمیل تنوعی ایجاد میکند که...
ادامه ...
|
|
سفر |
|
|
|
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیادزدیم بر صف رندان و هرچه بادابادگره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکنکه فکر هیچ مهندس چنین گره نگشادز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخاز این فسانه هزاران هزار دارد یادز...
ادامه ...
|
|
همش نیم ساعته |
|
|
|
خیابانی بلند، میبرد او رابا رنگ ها و نورها خیابانی که من، نمیشناسمش خیابانی بلند، میبرد او رابا درنگ ها و عبورهاخیابانی که من، نمیشناسمشخیابانی که من، نمیشناسمشصدا میزند مرابا غریوها و بلورهانمیدانم از کجا، میشناسد مراخیابانی که من، نمیشناسمش...
ادامه ...
|
|
|
|
|
|
...
ادامه ...
|
|
خاااااااااتمی |
|
|
|
"من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم." +خاتمی آمد.او با جدیت آمد.خودش که اینطور میگفت....
ادامه ...
|
|
زیر آب |
|
|
|
تمام شب رابیدارخیره بودم به آن چراغ کوچککه تا سحرروشن نشدآب از سر گذشتسپیده زدو من به فریب خود روزن خانه گرفتم و پرده انداختمو دوباره چشم دوختم به چراغ کوچکیکه کمر بسته بود به شکستنمو شکستم...
ادامه ...
|
|
چرک نویس |
|
|
|
مینویسمبعد ...Post statusDraftSave...
ادامه ...
|
|
Home |
Powered
by Movable type 2.64
|