▐ هر چه کنی باز ندامت خوری + یه راز
ت وي ده شلمرودحسني تک و تنها بودحسني نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگوموي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واهنه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد کاکلي هيچکس باهاش رفيق نبودتنها روي سه پايه نشسته بود تو سايهباباش ميگفت:...
ادامه
▐ شب جمه
توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بود...
ادامه
▐ logane sefid
در ﮔﻮش ﺗﻮ در ﻫﻮش ﺗﻮ و اﻧﺪر دل ﭘﺮﺟﻮش ﺗﻮ اﻳﻦ ﻫﺎ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻮ ﻣﻨﻲ وﻳﻦ وﺻﻒ ﻋﺎﻣﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ. Pedaram dar umad ta ye beyt farsi type kardam ba agha biyuk...
ادامه
▐ دولت و جمهوری
تمام موبایل فروشهای جمهوریبا کمی اغراقهمگی حرامزادهاندالبته با تقدیر ویژه از تاکسیهای سر دولت....
ادامه
▐ زنگار
به خانهامزنگ میزنیدیر شدهزنگ زدهام...
ادامه
▐ فمیدی ؟
همیشه یک چیز هست که سر جای خودش نیست. همیشههمیشه ......
ادامه
▐ زیر سه هزار متر
ما به هر چیز خوبی که داشتیم، گه زدیم. و چیزهای مزخرف هم که خودشان از قبل گهی بودند. و بدین سان ما در گه مستغرق شدیم. دیوانه من...
ادامه
▐ قبرسسون
غسالخانه، آدمهای سیاه پوش منتظر، صدای لاالهالاالله و نماز میت و خاکسپاری. وضعیت مکانیکی تغییر ناپذیری که مرگ را احاطه کرده است. حجم زیادی آدم با سرعت زیاد، تمام این مراسم را به جا میآورند، مردهشان را به خاک میسپارند...
ادامه
▐ ن ش د
هرچه کردم بیفاستروگانوف درست نشد. مرد...
ادامه
▐ حال و بین
دوست میداشتم که کاش ما هم هالووین داشتیم. اما بعد فکر کردم که چه باک. تهران هر روز و شبش هالووین است....
ادامه
▐ ظهر جمعه
ظهر جمعه بود اما آفتابی در کار نبود. اوسا بیتفاوت ته قهوهخانه با همان حالت همیشگیاش نشسته بود و نگاهش به نقطه نامعلومی خیره بود. پسرش پیاز خورد میکرد. و دور تا دور، مشتریهای قیمه ظهر جمعه، مثل یک گروهان دق کرده...
ادامه
