مطالب ارسال شده در November 2008 :

هر چه کنی باز ندامت خوری + یه راز

ت وي ده شلمرودحسني تک و تنها بودحسني نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگوموي بلند روي سياه ناخن دراز واه واه واهنه فلفلي نه قلقلي نه  مرغ زرد کاکلي هيچکس باهاش رفيق نبودتنها روي سه پايه نشسته بود تو سايهباباش ميگفت:... ادامه

November 29, 2008 11:19 AM

شب جمه

توی ده شلمرودحسنی تک و تنها بود... ادامه

November 27, 2008 08:37 PM

logane sefid

در ﮔﻮش ﺗﻮ در ﻫﻮش ﺗﻮ و اﻧﺪر دل ﭘﺮﺟﻮش ﺗﻮ اﻳﻦ ﻫﺎ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﻮ ﻣﻨﻲ وﻳﻦ وﺻﻒ ﻋﺎﻣﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ. Pedaram dar umad ta ye beyt farsi type kardam ba agha biyuk... ادامه

November 25, 2008 07:13 AM

دولت و جمهوری

تمام موبایل فروش‌های جمهوریبا کمی اغراقهمگی حرام‌زاده‌اندالبته با تقدیر ویژه از تاکسی‌های سر دولت.... ادامه

November 23, 2008 11:08 AM

زنگار

به خانه‌امزنگ می‌زنیدیر شدهزنگ زده‌ام... ادامه

November 15, 2008 02:41 PM

فمیدی ؟

همیشه یک چیز هست که سر جای خودش نیست. همیشههمیشه ...... ادامه

November 12, 2008 08:25 AM

زیر سه هزار متر

ما به هر چیز خوبی که داشتیم، گه زدیم. و چیزهای مزخرف هم که خودشان از قبل گهی بودند. و بدین سان ما در گه مستغرق شدیم. دیوانه من... ادامه

November 08, 2008 10:02 AM

قبرسسون

غسالخانه، آدم‌های سیاه پوش منتظر، صدای لااله‌الا‌الله و نماز میت و خاک‌سپاری. وضعیت مکانیکی تغییر ناپذیری که مرگ را احاطه کرده است. حجم زیادی آدم با سرعت زیاد، تمام این مراسم را به جا می‌آورند، مرده‌شان را به خاک می‌سپارند... ادامه

November 06, 2008 09:46 AM

ن ش د

هرچه کردم بیف‌استروگانوف درست نشد. مرد... ادامه

November 05, 2008 10:39 AM

حال و بین

دوست می‌داشتم که کاش ما هم هالووین داشتیم. اما بعد فکر کردم که چه باک. تهران هر روز و شبش هالووین است.... ادامه

November 03, 2008 09:42 AM

ظهر جمعه

ظهر جمعه بود اما آفتابی در کار نبود. اوسا بی‌تفاوت ته قهوه‌خانه با همان حالت همیشگی‌اش نشسته بود و نگاهش به نقطه نامعلومی خیره بود. پسرش پیاز خورد می‌کرد. و دور تا دور، مشتری‌های قیمه ظهر جمعه، مثل یک گروهان دق کرده... ادامه

November 01, 2008 09:01 AM

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Email ]