▐ The game of weblog
نویسنده وبلاگ محترم ختم غرایب (The end of surprises) یک بازی راه انداخته که من فکر میکنم برای وبلاگستان فارسی میتواند مفید باشد. از آنجایی که از من هم دعوت کرده در این بازی شرکت کنم (منظور از وبلاگ سایهبون...
ادامه
▐ کلاشینکف های زورکی
دیشب فقط خوابیدم. از این کاناپه، به اون یکی کاناپه. از روی تخت، به روی زمین. الان هم خوابم. شهرام زده زیر آواز. عشق آن باشد که حیرانت کند / بی نیاز از کفر و ایمانت کند. چند روز است که...
ادامه
▐ چند که از آب و گل، بود پریشان تو
این کاغذها، کاغذ پارهاند.حسم خراب است....
ادامه
▐ بی جرم و بی جنایت
شرح بدبخت را فیلتر کردهاند. روی چه حساب و کتابی، من که نفهمیدم. البته اصلن جای نگرانی نیست. اگر حساب و کتابی در کار بود باید نگران میشدم. همه چیز باید به همه چیز بیاید.خیالی نیست، داریوش برایم Sharh.net را ست...
ادامه
▐ شجریان و گروه شهناز
دیشب برای کنسرت محمدرضا شجریان و گروه شهناز رفته بودم تالار کشور. سرپرستی گروه شهناز را مجید درخشانی بر عهده داشت. بر خلاف عادت این چند ساله، همایون در گروه نبود که به نظرم کمبود صدای همخوان در برخی آوازها...
ادامه
▐ شب روس
عاشق هلندم. همین نتیجه نگرفتنش من را بیشتر شیفته میکند. همان موقع که چهار تا و سه تا به فرانسه و ایتالیا میزد هم میدانستم که هلند کاری از پیش نمیبرد. این یک رسم است. هلند همیشه باید ناکام باشد....
ادامه
▐ کبوتر و کولر
یک مدت بود که از کانال کولر شرکت صدای چند تا کفتر میآمد که مرتب درحال حرف زدن بودند. بعضی روزها با صدای بلند و بعضی وقتها هم به زمزمه چیزهایی میگفتند. تا اینکه امروز صبح یهو کلی پر کبوتر...
ادامه
▐ امکان عاشقی
دارم فکر میکنم که امکانات عاشقی چهقدر روز به روز محدودتر میشوند. من اصلن کاری به ارتباطات معمولی و دوستی و رفاقت و اینها ندارم. الان دغدغه این نوشته من، منحصرا عشق است. این امکانات ارتباطی که آدم فکر میکند...
ادامه
▐ Wireless
روی تخت خوابم که مرکز جهان هم هست، یک اینترنت وایرلس پیدا کرده ام. که برای خودش اتفاق مهمی است. حالا با فریبا لم داده ایم و اینترنت گردی می کنیم. مصاحبه تاج زاده را خواندیم که انصافا جسورانه بود. تا...
ادامه
