▐ روزی از نو
توی قهوهخونه، به اوستا بی تفاوت گفتم : لطف میکنید یه بطری آب معدنی ؟!رفت و یک پارچ آب و یک لیوان آورد و گفت : ما اینجا آب نمیفروشیم.هیچ هیجانی نیست. اینجا توی یکی از هتلهای شیراز نشستهام...
ادامه
▐ بی برو برگرد
تمام کلمات دنیا، تمامشان بی برو برگرد، حتی یک بوسه خشک و خالی نمیارزند....
ادامه
▐ جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
یک ربع جلوم بود. صفحه ایمیل تایپ شده و جملاتی که صد بار از بالا تا پایین خوندمشون. و یک تردید قدیمی. خاطراتی که رژه میرفتند. و آخر سر با خودم کنار اومدم.Send...
ادامه
