▐ Close
فرصتی نیست برای Refresh، فقط Close، شاید ....پینوشت : عکس از فلیکر، با یک ادیت مختصر.بیربط : دانلود کنید به توصیه من، "آخرین غزل رومی"....
ادامه
▐ موتوری
رضا و ننه، لب حوض، رخت شستن ننهآره ننه، این روزا دیگه دزدی ام خیلی سخت شده، منو بگو که جز این موتور دیگه هیچ رفیقی ندارم، فقط همین یه کارو بلتم، موتور سواری. گاززززز بدم، قوووووووووم قووووووووووووم. جز...
ادامه
▐ هوار هوار نور سفید
چشم چشم را نمیبیند. تنهایم انگار اما بوی بدنهای عرق کرده را به وضوح میشنوم. همه بوها آشنا. حاجآقا بهارلو مثل همه شبهای بیست و یکم، صدایش گرفته است. از کاسههای شیر، از مظلوم اول، چشمانام تارند. گیجم، مثل همه...
ادامه
▐ کچلیسم و اعتبار اجتماعی
یادم هست که زمان دبستان رفتن ما، مجبورمان میکردند که موهای سرمان را از ته ماشین کنیم. آن وقتها مادرم خیلی تاکید داشت که من هیچ وقت کچل نشوم و خیلی هم سر این مساله مقاومت کرد و جلوی...
ادامه
