|
جواتیسم
|
بایگانی ماهیانه "July 2004" |
|
جواتیسم |
|
|
|
و من جواتم! من جواتم ، جوات میدونی یعنی چی؟ یعنی یه چیزی فراتر از جواد ، یعنی پیرهنِ بنفشِ گشاد با شلوارِ خردلیِ خمرهایِ پیله دار ، من جواتم ، می دونی یعنی چی؟ یعنی از بوقِ سگ كار...
ادامه ...
|
|
عشق من |
|
|
|
دوسش دارم! خیلی ، عاشقِ صداشم ، صدائی كه ناز توش نهفته است ، هیچوقت دلم نمیخواد ببینمش ، فقط صداشو دوس دارم، از صمیم قلب عاشق نازیم كه تو صداشه ، وای خدایِ من ، انگاری راست و دروغ...
ادامه ...
|
|
سرگذشت یک جوان پدرسوخته |
|
|
|
مكان : پاساژ آرین . جواد پشت یه میز نشسته و داره كافه گلاسشو هم میزنه ، یه دخترِ نسبتا خوش قیافه هم اونور میز نشسته و داره بهش لبخند میزنه ، جواد ادامه میده : آره ، دیروز از...
ادامه ...
|
|
یک ازدواج ساده |
|
|
|
زمان : یك روز گرم تابستان. مكان : یكی از خیابانهای جنوب غرب تهران. صفدر با رفیقاش تو صف نونوائی وایساده و منتظره كه نوبتش بشه ، تو دلش داره میگه : كاش من دختر بودم ، چقدر صف زنونه...
ادامه ...
|
|
گوگوش مرد |
|
|
|
فكر كردم حتما دوباره در شهرغوغایی خواهد شد. مثل روزی كه فردین مرده بود. خواستم از خانه بیرون بروم اما ترسیدم. ازنگهبان جلوی در كلانتری كه درست روبروی خانه مان بود، ترسیدم. جوانك تفنگ داشت و قیافه ای اخمو و...
ادامه ...
|
|
تابستانی که گذشت |
|
|
|
تابستان كه می شد سبزی همه جا را می گرفت با گرمای تب دار ، شرجی بود ، پر پشه . اما خنكی صبح زیبا بود . یكدفعه آسمون تو هم می امد . خاكستری می شد ، نیلی...
ادامه ...
|
|
اندر نشستن و زار زدن |
|
|
|
آهای آدم کجا رفتی ؟ تو با آن همه صداقت روستایی چه شدی ؟ ار آن چشمان مهتابی چرا چیزی نمانده است؟ کجا رفتی کودک ساده بی تکلف. می نشینی و زار میزنی. مینشینی و خودت را جار میزنی؛ اما...
ادامه ...
|
|
انا الحق به تعبیر من |
|
|
|
بعضی از وقتا که خواب بینم احساس می کنم که بیدارم.در واقع بخش خود آگاه و بخش نا خودآگاه من هر دوتاشون در یه سطح قرار می گیرن.و باعث میشه که من بتونم در حال خواب بیدار باشم.توی این جور...
ادامه ...
|
|
آزادی فردی و اراده الهی در کلام شهید مطهری |
|
|
|
مساله قضا و قدر, از مسایلی است كه در برابر آزادی انسان مطرح میشود اگر چه پاسخ آن بیش از هزار سال است كه داده شده و ثابت شده كه این دو امر (آزادی و قضا و قدر الهی) با...
ادامه ...
|
|
قدغنستان |
|
|
|
تو كه هستی كه با نغمه سردت در شبی سردتر از آهنگ كلامت سرود قدغن می خوانی ؟ خیر! اینجا قدغنستان نیست ! اینجا همه چیز آزاد است ! می خوانی می خوابی می رقصی می خندی می گریی.... باور...
ادامه ...
|
|
برای مردمانی که بی خاطره می آیند |
|
|
|
دو چراغ در دور دست خیابان پیداست كه آهسته پیش می آید و نزدیكتر كه می شود . نمی دانی چه نوع اتومبیلی است : پیكان ، پژو، پراید، ... حالا می شود فهمید . صدای خسته ای دارد و...
ادامه ...
|
|
چرا جوجه از جاده عبور کرد |
|
|
|
به نظر شما چرا جوجه از جاده عبور كرد؟ بهتره نظر چند تن از نوابغ رو در این زمینه بشنوید: آموزگار : برای آنكه به انسوی جاده برود. افلاطون : برای رسیدن به فضیلتی والاتر. ارسطو : طبیعت جوجه ها...
ادامه ...
|
|
Home |
Powered
by Movable type 2.64
|