مطالب ارسال شده در December 2003 :

به یاد بامداد

دیگر جا نیست قلبت پر از اندوه است. می ترسی ـ به تو بگویم ـ تو از زندگی میترسی از مرگ بیش از زندگی از عشق بیش از هر دو می ترسی. به تاریکی نگاه می کنی از وحشت میلرزی... ادامه

December 29, 2003 09:02 PMComments (0)

فقط ادعای مردانگی داریم

اگر عالم به علمش عمل میکرد ، جاهل از آموختن فرار نمیکرد . و اگر توانگران به وظیفه خود قیام میکردند ، فقیران زیر فشار زانو خم نمیکردند و حیثیت خود را نمیفروختند . کاش بودند آنانی که میگفتند :... ادامه

December 22, 2003 11:51 PMComments (0)

اختیار آن به که باشد دست یار

میگوید که : در جبرم ، چون دین دارم و دینمدار زندگی میکنم . میگویم که در اختیارم ، اختیاری که بدست یار است . اختیار آن به که باشد دست یار .... مجبور میخواهی بنامم... ادامه

December 21, 2003 11:26 PMComments (0)

و مماتی ممات محمد و آل محمد

از پیامبران برای ولایتش عهد گرفتند . از موجودات عهد گرفتند . و فنا شدند آنانی که قبول نکردند . *** قلمی یافت نمیشود که از شرم جلوه اش چیزی بنگارد که اوست آنکه خدایش شناخت و آفرید ، که... ادامه

December 20, 2003 07:36 PMComments (0)

شهادتین

لحظه های آخر وقتش بود . داشت برای همیشه میرفت . بهش گفتم : بگو . گفت : اگر گفتم و نبود ، چی ؟ .... نگفت و برای همیشه رفت ...... ادامه

December 20, 2003 12:07 AMComments (0)

عهد شکسته

پس از ۱۹۴۸٬ در سالهای انقلاب کمونیستی در زادبوم من٬ به نقش مهمی که نادانی تغزلی در دوران وحشت بازی می کند پی بردم که در نظر من دورانی است که "شاعر در کنار جلاد حکومت می کند". آنگاه به... ادامه

December 18, 2003 09:58 PMComments (0)

هالوکاست واقعی

بیا یارا بیا دل را خبر کن *** به دلداری دلبر ناله سرکن مکن خونین جگر وان دیده را تو ***‌ زغمهای دگر جانا حذرکن حق را حقیقتی است ازلی وباطل را بطلانی ابدی . اسلام در امتداد دینهای حق... ادامه

December 17, 2003 09:40 PMComments (0)

بار دیده بر ۱۲ آیت

حضرت علی(ع) فرمودند: از کتاب آسمانی قرآن ۱۲ جمله اختیار کردم و ۳ بار در هر روز به آنها مینگرم: ۱- از سلطنت من همیشه بترس. ۲-از فوت رزق هرگز نترس. ۳- ایمن از غضب من مباش. ۴- با احدی... ادامه

December 13, 2003 06:06 PMComments (0)

در خلوت خودم

نمیدونم این روزا چه حس مبهمی که هاله وار درست مثل یک سایه به همراهم میاد. نمیدونم چیه؟ اما حس میکنم که تردید هم همراه اون او.مده اصلا شاید خود تردید باشه. چند وقت پیش خوندم بلاگ محیطیه که میشه... ادامه

December 13, 2003 12:06 AMComments (0)

چه خوانده و چه نخوانده

یک دختر بچه با گیس بافتهء روبان زده، دم در دکان عطاری سر کل مشیر ایستاده. [...] ناگاه سواری از راه می رسد. سوار خود شاه پریان است، بس که خدنگ روی اسب نشسته. و چشمهای سبز... رنگ چشم سوار... ادامه

December 08, 2003 11:47 PMComments (0)

زندگی اینجا این ریختی نبود .. این جوری کردنش

هیچی نمیشه گفت.... بابا اینجا ایرانه ....چرا بیشتر از این توقع داری؟ اینجا انسانیت رفته زیر سوال... اینجا همه همدیگرو جسم میبینند..روح مرده ..مگخ نمیبینی ما مرده پرستیم ؟ بابا اینجا ایرانه...اینجا سرزمینیه که فقط باید به تاریخش نازید اونم... ادامه

December 06, 2003 11:41 PMComments (0)

روزی که تو را زادم

یحیی ... یحیی ... امروز نه چشم من قدمگاه تو یود نه نگاه گرم تومیزبان من! روی برگ امروز تقویم نوشتم : همیشه فاصله ای هست ! پرنده ای كه از كنار پنجره و شمعدانی می گذشت خواند: و عشق... ادامه

December 04, 2003 11:43 PMComments (0)

کشف عاشقانه من

دیشب یه چیزی كشف كردم ! كشف كردم كه توی این شهر، بعد از تو دیوارای اتاقمو از همه بیشتر دوست دارم !!! دیوارا من و دنیای منو از آدمای بیرون جدا می كنن! آدمایی كه هر لحظه می خوان... ادامه

December 02, 2003 08:37 PMComments (0)

خوشا به حال مردمانی که با تو همسفرند

با بهتی سنگین ، در هم آغوشی سکوت و بغض ، خیره خیره غروب خورشیدم را نظاره می کنم . و میدانم که او در سرزمین دیگری طلوع خواهد کرد و خوشا به حال مردمان آن دیار .... ادامه

December 01, 2003 09:52 PMComments (0)

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Email ]