So what

بایگانی ماهیانه "September 2003"

So what

سه شنبه ۸ مهر ۸۲

0
چشمامو می بندم . درتنهایی خودم به فکر فرو می رم . با خودم میگم : چرا در سکوت شب با صدای زیبای جیرجیرکی که از پشت پنجره اتاقم به گوش میرسه به چرا های خود فکر می کنم .... ادامه ...

نگار منتظر باش .... فقط همین

جمعه ۴ مهر ۸۲

0
ببین نگار توی جامعه ما عرف اینه که پسر به خواستگاری دختری که دوستش داره بره و اصلا حجب و حیای دخترای ایرونی بهشون اجازه نمی ده اول دختر پا پیش بذاره , حال من کاری به اون عده معدودی... ادامه ...

امتداد بی مسیر

چهارشنبه ۲ مهر ۸۲

0
یکی دو هفته هست که هر چی فکر می کنم هیچی به ذهنم نمی رسه . خودم هم تعجب می کنم ... من که آدمی بودم که بیشتر اوقات افکار مختلفی به ذهنم می رسید و اگه اونا رو نمی... ادامه ...

واقعیت تلخ

چهارشنبه ۲ مهر ۸۲

0
هر وقت می خوام از خونه بیرون برم یه نگاه گذرا به خودم توی آینه می کنم که ببینم سر و وضعم مرتبه یا نه ؟ هر وقت می خوام موهامو شونه کنم عادت دارم میرم جلوی آینه وامیستم .... ادامه ...

من و تو، درخت و بارون...

دوشنبه ۳۱ شهریور ۸۲

0
من باهارم، تو زمین من زمینم، تو درخت من درختم، تو باهار. ناز انگشتای بارون تو، باغم می کنه میون جنگلا طاقم می کنه. تو بزرگی. مث شب. اگه مهتاب باشه یا نه تو بزرگی مث شب. خود مهتابی تو... ادامه ...

یک تشنگی که سیراب شد

یکشنبه ۳۰ شهریور ۸۲

0
تو مغازه بودم که اومد تو اولین باری نبود که می دیدمش... قبلا با یکی از ذوستام دیده بودمش.. ازش خوشم اومده بود. اون هم منو دوست داشت یه دفعه اومد به سمتم و دستشو دور کمرم حلقه کرد من... ادامه ...

استقلال فکر

یکشنبه ۳۰ شهریور ۸۲

3
چقدر مستقل فکر کردن در ایران ، چیز عجیب و غریب و نادری است. عمیق فکر کردن به کنار ..مستقل فکرکردن! ...گاهی فکر می کنم مردمان کشورم به طرز وحشتناکی دنباله رو و ظاهر بین هستند . و این دنباله... ادامه ...

شعری که مال من نیست

یکشنبه ۳۰ شهریور ۸۲

0
درختان این جاده را خصوصی نوشته اند ورق بزن به فرعی از آنسو که به ـ معلوم ـ می رسد ـ به هر آنچه که ـ مبرهن ـ ـ به آن اتفاق مدام نرم که در ـ خصوصی ترین ـ... ادامه ...

دمکراسی

چهارشنبه ۲۶ شهریور ۸۲

0
بزرگی میگه؛ ”اگرلیبرالیسم آزادی بیان است ، دموکراسی آزادی بعد از بیان است“ بیچاره اونهایی که آزادی قبل از بیان رو هم ندارند...... ادامه ...

موهبت خیال

سه شنبه ۲۵ شهریور ۸۲

2
برای نخستین بار بود که از نوشیدن شیر به هنگام صبحانه خوشنود می شد. با خود می اندیشید شاید این شیر یک گاو سرحال باشد و یا شاید فروشنده مرد درستکاری است و آب قاطی شیر نمی کند و این... ادامه ...

عشق

جمعه ۲۱ شهریور ۸۲

3
با صدای خشکش صدام کرد .تعجب کردم .اولین بار بود که منو با اسم کوچک صدا می کرد.در درونم انقلابی شده بود.اما سعی کردم خیلی عادی جوابشو بدم . به طرفش برگشتم . سعی می کردم لرزش دستام رو ازش... ادامه ...

به یاد مهدی اخوان ثالث

یکشنبه ۱۶ شهریور ۸۲

0
میان شعرای پارسی مدرن، که بسیار در این سال‌ها اشعارشان مورد اقبال واقع می‌شود، اخوان چیز دیگریست. شاید چون دستی بر آتش شعر دارم و به سبک اخوان بسیار دل بسته ام، این گونه فکر می‌کنم. جدای از سبک شعری... ادامه ...

در شگفتی اخلاق

جمعه ۱۴ شهریور ۸۲

3
کانت می‌گوید :دو چیز انسان را وادار به شگفتی می‌کند. یکی آسمان پر ستاره که بالای سر ماست. دیگری قوانین اخلاقی که در دل هر کس به شکلی، به ودیعه گذاشته شده است.... ادامه ...

کسی که تا همیشه در مسیر تو گام بردارد

پنجشنبه ۱۳ شهریور ۸۲

0
در دور دست، بالای چند کوه، تکه ابری بزرگ آسمان آبی را خاکستری کرده است و همراه باد، همچون بازیچه‌ای تغییر شکل می‌دهد. باد را روی گونه ام حس می‌کنم در امتداد غروب رنگ پریده‌ی سرد، لکه‌هایی سیاه ناپدید می‌شوند.... ادامه ...

چگونه میتوان عقل را فریب داد

چهارشنبه ۱۲ شهریور ۸۲

0
چگونه میتوان عقل را فریب داد چه میشد اگر دیوانه بودم شاید تو را ای مرگ دیگر هرگز نمی دیدم از او نترس در آمدن زمستان در شکستن شاخه مرگ را هر لحظه می توان فهمید حتی در سکوت سایه... ادامه ...

مشتی گندم

سه شنبه ۱۱ شهریور ۸۲

0
از دور جمعیت را که دید، آمد. مشتی گندم روی خاک ریخت و فاتحه خواند. دست‌هایش را توی جیب‌هایش گذاشته بود و به آدم‌هایی نگاه می‌کرد که لباس سیاه پوشیده بودند و گریه می‌کردند. مشتی دیگر گندم ریخت و منتظر... ادامه ...

او مثل دیگران نبود

دوشنبه ۱۰ شهریور ۸۲

0
چه كسی گفته است كه درختان خوبند؟ در عمق جنگلی تاریك، می توان انسانی را كشت! او همه را نوشته بود. او مثل دیگران نبود. می‌دید، همه چیز را می‌دید و نخواستند كه ببیند و نخواستند كه بگوید. او آن... ادامه ...
Home

Powered by Movable type 2.64