|
جاودانه باد یاد ولوله شهرآشوب چشم تو در نیمه شب بلندترین خیابان شهر در هول ممتد نگاه تیزبین پاسبانان شبزده در بهمن کم برف پرتشویش و در آستان فردای بیامید بیوصل لاکردار
که بطری را پرتاب کرد در میان کف قیراندود و دلمرده خیابان حفرهای بزرگ پیدا شد و بوسهای نگران و نحیف ... جوانه زد
|