|
اونی که میگفت "اگه زن فلانی بشم، خودمو میکشم"،
حالا ازش ۲ تا بچه داره
دیروزم دیدمش از یه قصابی شنیتسل میخرید و میخندید و داشت به قصابه میگفت با خنده که راضیه از شنیتسلا و اما دیگه پیراشکی گوشت نمیخره و چون آقاشون دوست نداشته و میخندید و میخندید و خندههاش همشون شبیه همون خندههاش بود که قدیما میخندید و میگفت با خنده که یعنی فک کن که من زن فلانی بشم، حتما خودمو میکشم
|