خواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیش تو

< >

در بند تو خوشتر ز رهایی (4)

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۸۸

آخرین ثانیه‌های روز خیام است. و این خبر که اردی‌بهشت به انجام نزدیک‌ می‌شود. در این گیر و دار انتخابات، روبان سبز و رایحه خدمت، حر‌ف‌های تکراری و شعارهای سرکاری، که همه‌شان بیش از آنکه مغزمان را به کار بیندازند، حواس نوستالژی بازمان را تحریک می‌کند، خیام نعمتی‌ست. و خواندنش، و لذت ایجازش. که این غافله عمر عجب می‌گذرد / دریاب دمی که با طرب می‌گذرد / ساقی غم فردای حریفان چه خوری (یا این همه خوردی چه شد ؟؟؟!!!) / پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد.



 
Home Powered by Movable type 2.64