خواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیش تو
مرد و سگ
یکشنبه ۶ اردیبهشت ۸۸
مرد تنها نشسته لب تراسبا چشمان گرد رفت و آمد آدمها را نگاه میکند توی کوچه باریکبه انتظار که سگش کی هوس کندو او را با خودش به گردش ببرد