|
ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته
|
< > |
|
در بند تو خوشتر ز رهایی (۱) |
|
|
|
خواب خوابم در این روز اول اردیبهشت ناهشیارم و زنگهای پیاپی تلفن را نمیشنوم
در این اولین روز فصل سعدی فصل میناها و درختها فصل شهر بی تو و خیابانهای خالی فصل گلابی و کندلوس
آزادی بیحصر شنهای کویر یا آن سقوط یکباره ابرهای جنگل شاهرود از خاطرم عبور میکنند
در تب و تاب هوس انگیز یک اشتباه خوشحال همین که اشتباهی درست وقت افتادن پر کرشمه یک برگ پنجه گشوده طلایی زیر درخت کنار رودخانه باشم
هواییم و حالا که ۲۵ سال از عمرم میگذرد شاید دیر وقتی باشد برای این حالت مفرح اما یاد تو و تغزل شفاف سعدی در هوای بیخیال این اردیبهشت مدهوش تن مبادی آدابم را رها نمیکند
*با یاد کسی که با هم افتادیم، در سعدی و شهرام و اردیبهشت
|
|
|
|
|
Home |
Powered by Movable type
2.64
|