در بامداد سیزده مارس

< >

سفر

دوشنبه ۵ اسفند ۸۷

شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
زدیم بر صف رندان و هرچه باداباد

گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد

ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم
که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد

+ امروز روز مهندسیه.

+ می‌رم سفر. اما بی‌حالم.


 
Home Powered by Movable type 2.64