ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته
همش نیم ساعته
پنجشنبه ۱ اسفند ۸۷
خیابانی بلند، میبرد او رابا رنگ ها و نورها خیابانی که من، نمیشناسمش خیابانی بلند، میبرد او رابا درنگ ها و عبورهاخیابانی که من، نمیشناسمشخیابانی که من، نمیشناسمشصدا میزند مرابا غریوها و بلورهانمیدانم از کجا، میشناسد مراخیابانی که من، نمیشناسمش