کبوتر و کولر

یک مدت بود که از کانال کولر شرکت صدای چند تا کفتر می‌آمد که مرتب درحال حرف زدن بودند. بعضی روزها با صدای بلند و بعضی وقت‌ها هم به زمزمه چیزهایی می‌گفتند. تا این‌که امروز صبح یهو کلی پر کبوتر از توی کانال ریخت روی سر و کله‌مان. بچه‌ها می‌گویند یکی از کفترها احتمالن رفته است لای پره‌های کولر.

تکمیلیه ۱ : بوی کبوتر مرده همه جا را برداشته است. فرهاد گوش می‌کنم. که یه ستاره / بچکه مثه / یه چیکه بارون ..... منو می‌بره / از توی زندون / مثه شب پره / با خودش بیرون.

June 21, 2008 08:53 AM

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]